جییییییییییییییییییییییییییییییغ ببینید چی پیدا کردم٨_٨
جییییییییییییییییییییییییییییییغ ببینید چی پیدا کردم٨_٨
فیلم جشن عبادتم....وااااای از بس خندیدم مردم:)
یه تیپ کااااملا خز،مسخره،و در عین حااال خنده دار:)))
قطعا اگه به مرگ طبیعی نمیرم،به قول مامانم این شب قدری،حتما حضرت علی(ع)به ازرائیل جونم سفارشمو کرده...خب بریم سر اصل مطلب.اون خوشکل خانم ک وسط وایساده،اینجانب،ریحون گلی هستش،و یه بچه اسکل.ما برای این نمایش سه نفریمون از یه ماه قبل تمرین میکردیم و کاملا مسلط رفتیم رو صحنه،عاقا این دوسمون قاط زد...کلی وسط اجرا بهش خندیدیم،و اصلش اینهههههه....اون وسططططط.... روی صحنهههههه....دقیقا لحضه ای ک من داشتم از خنده ریسه میرفتم،و همچنان میکروفون رو گرفته بودم جلو دهنم تو میکروفون قهقهه میزدم،همین خانم فرشته هه چسید،منم پشت میکروفون گفتم:اه اه چسیدی؟؟؟ینی هیچ وقت از این حرفا نمیزدماااا،یهویی از دهنم پرید...
یه جای دیگش قرار بود فرشته بگه:اگه همیشه جلوی نامحرم روسری بزنین یار امام زمان میشید، ماهم بپر بپر راه بندازیم...فرشته اینو گفت منم پریدم بالا یهویی دیدم با یونیفرم یاسی و مقنعه سفید،نیم بوت های صورتیییییی پوشیدم ای خدااااااااااااا...تازه دورش هم از این پشمالویی ها داشت...وای نمیتونم بخندم چشمام دیگه داره سیاهی میره...خلاصه ک بچه بودیم کلی خز بودیم...وای ننه کی صب میشه من یه دل سیرررر بخنم ینی....وای مامان جون دلم درد گرفت....آقا دوستون دارم...عشقید✌
فیلم جشن عبادتم....وااااای از بس خندیدم مردم:)
یه تیپ کااااملا خز،مسخره،و در عین حااال خنده دار:)))
قطعا اگه به مرگ طبیعی نمیرم،به قول مامانم این شب قدری،حتما حضرت علی(ع)به ازرائیل جونم سفارشمو کرده...خب بریم سر اصل مطلب.اون خوشکل خانم ک وسط وایساده،اینجانب،ریحون گلی هستش،و یه بچه اسکل.ما برای این نمایش سه نفریمون از یه ماه قبل تمرین میکردیم و کاملا مسلط رفتیم رو صحنه،عاقا این دوسمون قاط زد...کلی وسط اجرا بهش خندیدیم،و اصلش اینهههههه....اون وسططططط.... روی صحنهههههه....دقیقا لحضه ای ک من داشتم از خنده ریسه میرفتم،و همچنان میکروفون رو گرفته بودم جلو دهنم تو میکروفون قهقهه میزدم،همین خانم فرشته هه چسید،منم پشت میکروفون گفتم:اه اه چسیدی؟؟؟ینی هیچ وقت از این حرفا نمیزدماااا،یهویی از دهنم پرید...
یه جای دیگش قرار بود فرشته بگه:اگه همیشه جلوی نامحرم روسری بزنین یار امام زمان میشید، ماهم بپر بپر راه بندازیم...فرشته اینو گفت منم پریدم بالا یهویی دیدم با یونیفرم یاسی و مقنعه سفید،نیم بوت های صورتیییییی پوشیدم ای خدااااااااااااا...تازه دورش هم از این پشمالویی ها داشت...وای نمیتونم بخندم چشمام دیگه داره سیاهی میره...خلاصه ک بچه بودیم کلی خز بودیم...وای ننه کی صب میشه من یه دل سیرررر بخنم ینی....وای مامان جون دلم درد گرفت....آقا دوستون دارم...عشقید✌
- ۵.۰k
- ۰۴ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط