رمان شراب عشق

رمان شراب عشق



اون فقط دوباره هوست کرده. ایندفعه اومد تورو بایک

بچه ول کنه. ارسلان تلاق گرفته که به هوس بازی هاش

برسه. نه اینکه دوباره عاشفت بشه.

سریع برای محمد تایپ کردم:

(مرسی من به شما مدیونم)

به ثانیه نکشید سین کرد و نوشت:

(قربانتون)

سین کردم و هیچی نگفتن تا خونه با ارسلان حرف نزدم

و جوری که کسی نفهمه اشک ریختم. خاک تو سرم که

داشتم دوباره گول میخوردم. چرا آخه من انقدر بی عقلم

بازم جای شکرش باقی عست که زود بهمیدم.

بعد از ۶مین رسیدیم خونه داشتم از ماشین پیاده میشدم که.....


ببخشید فقط ۲تا پارت گذاشتم. این چندوقت سرم خیلی شلوغ بود
انشاالله فردا براتون جبران میکنم. راستی تا فردا یا پسفردا این رمان
تموم میشه. نظرتون راجبش چی بود؟
بهم بگید.
بای بای.
راستی فردا براتون شناسنامه ی رمان جدید رو میزارم. رمان جدید خیلی قشنگه 😘
دیدگاه ها (۱۷)

رمان شراب عشق ارسلان صورت اشکیم رو دید اومد جلوتر وگفت: +گری...

رمان شراب عشق #ارسلانخدایا من الان چی کار کنم. محمد عوض*ی او...

رمان شراب عشق از طرف محمد بود خدایا این چی میخواد ازم اول نو...

رمان شراب عشق با هم رفتیم به سمت ماشین و سوار شدیم. +دیانا ع...

p3بیو هانیدستمو گرفت و کشوند سمت خودش سینم چسبیده بود بهش دا...

چندپارتی درخواستی

part25 عشق پنهان《ویوی ات》رفتم نشستم سر میز چند دقیقه بعد جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط