پارت ۳۷ زندگی با بی تی اس 💜

پارت ۳۷ زندگی با بی تی اس 💜
کوک بالشتو انداخت برا جین
کوک : اومدم بگم که بیا پایین در مورد کنسرت میخوایم حرف بزنیم
جین با بی حوصلگی از جاش بلند شد و رفت بیرون
کوک : این چشه ما نبودیم مطمئنی چیزی نخورده
من : به جز اون یه ربع نیم ساعت که پیشش نبودم بقیه موقعا رو مطمعنم
کوک : فعلا بیا بریم پایین ببینیم چی میشه
من : باشه
رفتیم پایین
نامجون: کنسرت دوهفته دیگه برگذار میشه
جین : اوکی یعنی دوهفته وقت داریم برا تمرین بیشتر
شوگا : من خوابم میاد
جیهوپ : خب رو بخواب
جیمین : چرا هی دوهفته دوهفته میندازن عقب
تهیونگ : خب بهتره که بیشتر تمرین میکنیم
کوک : خب سوگولم که دم ماس هرجا بریم باهامون میاد
من : پس چی معلومه هرجا برید باهاتون میام
کوک : یا خدااا تا حالا چند بار اومدی
من : هییییی منظورم اونجا نبود
کوک : دیگه دیره
نامجون : میشه بس کنید
من و کوک : اره
دیدگاه ها (۱۲)

Iove and the moonPart11همینطور که اطراف خیره شده بود دست گرم...

ᴛᴇᴋᴏᴏᴋ | تک‌پارتی«پسر غرغرو روی من ☆»تهیونگ: چاگی، میای بریم...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

گل خونی پارت 45جونگکوک و تهیونگ رفتن پایین صبحانه خوردن بعد ...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

پارت سه کوک: نهمیسو: به هر حال که تو مدرسه میری بیا دیگه( کو...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

سناریو #وقتی شبا نمیتونیم بخوابیمنامجون : میخوای برات کتاب ب...

لیا : چی بگم والا من میرم حاضر رشم کوک : وایسا منم میام لیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط