یوسف، ای گمشده در بی سر وسامانی ها

یوسف، ای گمشده در بی سر وسامانی ها
این غزل خوانی ها، معرکه گردانی ها 

سر بازار شلوغ است،‌تو تنها ماندی
همه جمع اند، چه شهری، چه بیابانی ها

چیزی از سوره ی یوسف به عزیزی نرسید
بس که در حق تو کردند مسلمانی ها
 
همه در دست ،ترنجی و از این می رنجی
که به نام تو گرفتند چه میهمانی ها

"پیرهن چاک وغزل خوان و صراحی در دست"
خوش به حال تو ونیمه شب زندانی ها 

خواب دیدم که زلیخایم وعاشق شده ام
ای که تعبیر تو پایان پریشانی ها 

عشق را عاقبت کار پشیمانی نیست
این چه عشقی است که آورده پشیمانی ها؟

 این چه شمعی است که عالم همه پروانه ی اوست؟
این چه پروانه که کرده است پر افشانی ها؟

یوسف گمشده! دنباله این قصه کجاست؟
بشنو از نی که غریب اند نیستانی ها 

بوی پیراهن خونین کسی می آید
این خبر را برسانید به کنعانی ها
دیدگاه ها (۲)

یوسف، ای گمشده در بی سر وسامانی ها  !این غزل خوانی ها، معرکه...

#اَلسَّلامُ_عَلَیْکَ_یا_اَبا_عَبْدِاللّهِ_الْحُسَی_ن(ع)#بوی_...

عشقت آموخت به من رمز پريشانی راچون‌نسيم از غم تو بی‌سر وساما...

كوفه را با تو حسين جان سر و پيماني نيست هرچه گشتم به خدا صح...

‍ ‍ یا سفیر الحسین کوفه را با تو حسین جان سر و پیمانی نیستهر...

نامه مسلم بن عقیل به امام حسین به زبان شعر: کوفه را با تو حس...

نامه مسلم بن عقیل به امام حسین به زبان شعر: کوفه را با تو حس...

❤️به مناسبت ایام ولادت حضرت رضا علیه‌السلام و #دهه_کرامت؛✍️غ...

زنده بادآنکس که هستاز جانهوادار وطن...#ما_حالا_حالاها_با_شما...

ℳ𝒶𝓃 𝓉𝒶 𝓋𝒶ℊ𝒽𝓉𝒾 𝒦𝒽ℴ𝒹𝒶 𝓇ℴ 𝒹𝒶𝓇𝒶𝓂 𝓉𝓃𝒽𝒶 𝓃𝒾𝓈𝓉𝒶𝓂 🌚⃝✨⦃منـ تا وقتـے خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط