پارت

پارت ۲

وقتی بومگیو چشماشو باز کرد یونجون رو دید و تعجب کرد و گفت : اینجا کجاست یونجون گفت : بیمارستان چونکه بیهوش بودی
و بومگیو کلش رو با عصبانیت اونور بالشت کرد و دکتر اومد تو و گفت : میبینم که بالاخره بهوش اومدید اگر این اقا نبود ممکن بود اوضاع خطرناک بشه حالا هم مرخصید فقط خواهشا اقای یونجون بفرمایید و این قسمت رو امضا کنید
یونجون امضا کرد و بومگیو رو دید که از خجالت شبیه گوجه شده و بومگیو لباس هاشو پوشید و شریع از بیمارستان خارج شد یونجون و هم رفت دنبالش و گفت : بومگیو خواهش میکنم انقدر با من لج نکن میدونم کار اشتباهی کردم ولی خواهش میکنم حداقل بزار برسونمت خونه
بومگیو گفت : ببین دست از سر زندگی من بردار من دیگه نمیخوام ببینمت چون تو دل منو شکستی ( با بغض ) یونجون : فقط خواهشا فقط بزار‌ برسونمت خونه بومگیو دیگع از اصرار خسته شده دیگه چاره ای جز باشه گفتن نداشت
فلش بک به ۴ سال پیش
(دوستان این فلش بک ممکن کمی طولانی باشه و کلا خودش یه فیکه پس لذت ببرین)

بومگیو چند روزی بود که دنبال کار بود و بلاخره بعد گردش های زیاد تونست توی یه شرکت بزرگ به نامHR که برای داروسازی هست استخدام بشه و منشی رئیس بهش گفته بود که باید ساعت ۷ توی شرکت باشه و باید تمام کمال به رییس خدمت کنه
منشی رئیس خانومه
نکته ( دوستان اینجا هنوز بومگیو و یونجون هم دیگر رو ندیدن و منشی فعلی زنه که خیلی دنبال پوله و میخواد رئیس شرکت رو عاشق خودش کنه که پول به جیب بزنه )
منشی رئیس گفت: خیلی خب پسر‌کوچولو تو باید از فردا ساعت ۷ اینجا باشی ساعتی که رئیس اومد براش یک ربع دیگه تو دفترش قهوه میبری و بعد موقع جلسه اتاق جلسه رو اماده میکنی و میری و اگه کارتو درست انجام بدی ارتقاء رتبه میگیری خب همهچیو گفتم شیر فهم شد برات اها و یه چیز دیگه اگه به رئیس نزدیک بشی خودم میکشمت
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳ مرخصی و بومگیو کمی ترسیده و از اتاق اشنایی بیرون او...

پارت ۴ (دوستان نکته بومگیو و یونجون هر دو تو تصادف حافظشون ر...

دیدار دوباره پارت ۱بومگیو داشت مثل همیشه تو کافه کار میکرد ک...

کی این انیمه رو دیده ؟من دیدمش عاشق این انیمم رتبه ی اول کل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط