خیلی احمق بودم ...

خیلی احمق بودم ...
فکر میکردم بدورم میگردد ...
آنکس که دورم میزد ...
دیدگاه ها (۱)

واقعا چرا همچین فکری میکردم؟خیلی احمق بودم که همچین فکری میک...

داخل قفل آبی فقط من بودم فکر میکردم کیورا و کورونا باهم براد...

بچه که بودمفکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنندبزرگ که شدمدیدم ...

یه بار وقتی خیلی کوچیک بودم داشتم با پسرا فوتبال باری میکردم...

قطعا هممون همین حسو داشتیم ولی میدونین چیه من خیلی خاص هستم ...

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ🦋 Karina is beautiful!ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤسـلا͠م ا͠نـیـه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط