یادش بخیر

یادش بخیر
وقتی بهترین اسباب
بازیهامون خریدنی نبود
وقتی یه لاستیک
کهنه ی دوچرخه
تمام روزمون رو پر
از شادی و نشاط میکرد
ای کاش مثل
قدیما همینطور ساده
و آزاد از هرچیزی بودیم
دیدگاه ها (۱)

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

بقیه ش●کاکاشی سوارش شد.دقیقا سوار ان دوچرخه زهوار در رفته ی ...

free from the court (p6)

part 4تا شب کلی دور زدیم و اهنگ پلی کردیم...رفتیم کافه و کلی...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

پارت ۳۰ — «آخرین نقشه»صبح روز بعد، رها وارد پذیرایی شد و دید...

★彡   Part 16 彡★ زمزمه ی آرومش تو گوشیم پیچید: ببخشید"چی؟""یه...

عاشقانه های شبنم

how much i love you so...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط