به خاطر آرزو لحظه من

به خاطر آرزوى يك لحظه من
كه پيش تو باشم
به خاطر دست هاى كوچك ات
در دست هاى بزرگ من
و لب هاى بزرگ من
بر گونه هاى بى گناه تو
به خاطر ترانه اى
كوچك تر از دست هاى تو

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱۰)

و آن‌هنگام که در پیشگاه حُسن‌‌ات قرار گرفتم ساکت ایستادم،که ...

همه چیزیبه هیأتِ او درآمده بود.آنگاه دانستم که مرا دیگراز او...

من و تو یکی دیدگانیمکه دنیا را هر دم در منظر خویشتازه ‌تر می...

نیلوفر و باران در تو بودخنجر و فریادی در منفواره و رؤیا در ت...

سناریو وقتی اعضا پرسینگ دارن و وقتی ات میخواد ببوستشون لبش ز...

تو اگر باشی و من باشم و باران باشدبه بغل می کشمت گر چه خیابا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط