نیستی و به والله

نیستی و به والله
حال همه چیز خوب نیست
نه شهر،نه شعر، نه شعور، نه شاعر
این چه نبودنی شده است
که از گردن دنیایم باز نمی شود
آخرگناه این همه قافیه‌های بی قیافه چه بود
که حالا درخمیازه‌های خماری تو
دست و پا می‌زنند ...

🍃🌸
حامد یاری
دیدگاه ها (۱)

سر زده آمددر پس کوچه‌های تنهایی‌ام چه حس خوبی بودانگار تمام ...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

هیچ تویی ندارند شعرهای منبی مخاطب خاص و بی نظیرن فقط به واژه...

ترس گمراه شدن بر سر پیچعصر بیکار دویدن تا هیچ ...🍃🌸احسان افش...

بررسی شعر:«رفتگان» از (تس) احضار غایبانبخش دومــــــــــــــ...

کِی رفتی؟یادم نیست...فقط می دانم سالهاست که نیستی، سالهاست ک...

بررسی شعر «رفتگان» از (تس)احضار غایبانبخش نخستــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط