#سرناد_پارت_اول
#سرناد_پارت_اول
نویسنده کآرلو: فقط باید بگم این فیک من از طرف خودم گفته میشه نه شخصیت های داستان و اینکه من فیک هامو با تموم جزئیات و طولانی توضیح میدم چون میخوام خوب تصور کنید و هرگونه کپی ازش ببینم به صورت جدی برخورد میکنم ..با تشکر!
...................
درو با شتاب باز کرد و با اخم داد کشیدد
_فلیکسسس..پاشو ابلههه...اون بوتت رو تکون بده برو کار پیدا کن یالاااا
فلیکس کلافه چنگی به موهاش زد روی تختش نشست و با اخم گفت
_مامان...من کل این یه هفته رو دارم سخت دنبال کار میگردم واقعا خسته شدم...یه امروز رو استراحت بده
مادرش اخمی کرد دستش رو سمت خواهر عفریته اش که جلوی موهاش رو با کش بسته بود و با دندون های سیم زده و جوش های چندشش پوزخندی بر لب داشت گرفت و خواهرش ماهیتابه رو بالا اورد و توی دست مامانش گذاشت و مامانش با همون ماهیتابه به سمتش حجوم برد و.........الفاتحه
(چند ساعت بعد)
نمیدونست چند ساعته که توی این خیابونا لنگون لنگون قدم برمیداره فحشی نثار مادر و خواهرش کرد..میدونست که خانوادش دوستش دارن همینطور فلیکس خیلی خواهر و مادرش رو دوست داشت فقط چون پدرش توی تصادف چندین سال پیش جونش رو از دست داده اوضاع مالیشون خیلی افتضاح شده بود و تنها چیزی که براشون مهم بود زنده موندن و شب گرسنه نخوابیدن بود
با دیدن فروشگاه عمده فروشیه بزرگی لبخندی زد و واردش شد
_آجوشی؟...شما اینجا نیازی به شاگرد ندارید؟آخه این فروشگاه به این بزرگی بد...
مرد شکم گنده که رئیس فروشگاه بود با اخم حرفشو قطع کرد
_نه بچه جون نیازی نداریم و البته ادمای ظریفی مثل تو رو نیاز نداریم...اول که دیدمت فک کردم دختری
فلیکس که این حرفا براش عادی شده بود هوفی کشید و خواست از فروشگاه خارج بشه که با شنیدن صدایی سرجاش ایستاد
_دنبال شغلی؟
سمت مرد نا آشنا برگشت و با دیدنش چشماش چهارتا شد اون جی وای پی بود..اون جی وای پی بود فلیکس با دهن باز بهش خیره شده بود از شک که بیرون اومد با استرش چندبار تعظیم کرد
_جی..جی وای پی شی؟...او خدایا باعث افتخاره که شما رو میبینم من لی فلیکسم و بله دنبال شغل هستم تا الان هرجا که رفتم دنبالیه شغل خوب یا مناسب نیست یا شاگرد نمیخواستن راستش من رشتم موسیقیه ولی خب چون خانوادم درامد چندانی ندارن دیگه دانشگاه نرفتم یعنی واقعا عاشق درس خوندن و دانشگاه رفتنم و یکی از ارزو هام ایدل شدنه ولی باز خانوادم میگ..
جی وای پی با خنده بین حرفایی که تند و بدون نفس به زبون میاورد و ناشی از استرس زیادش بود پرید
_هعی اروم باش..نفس بکش جوون
فلیکس با خجالت سرش رو پایین انداخت ک جی وای پی ادامه داد
_پس به موسیقی علاقه داری!
_ایدل..ایدل شدن رو یادتون رفت بگید!
جی وای پی بلند خندید به چهره گربه مانند فلیکس خیره شد و گفت
_تو واقعا بانمکی پسر...آره ایدل شدن..دنبالم بیا تا به کمپانی من بریم و اونجا ازت تست میگیرم شاید این شانس رو داشته باشی که آیدل من بشی
اینو گفت و جلو تر ا فلیکس راه افتاد و فلیکس با چشمای ستاره بارون جوری که هرلحظه امکان داشت ا خوشحالی بزنه زیر گریه دنبالش راه افتاد
(چند ساعت بعد)
بعد از اینکه با صدای دیپش برای جی وای پی و بقیه کارکنان خوند و یکی از دنس های محبوبش رو رفت متوجه شد که دیگه لنگ نمیزنه یا دیگه جایی از بدنش بخاطر کتک های مادرش درد نمیکنه
جی وای پی با لبخند سمت رفت و گفت
_کارت خوب بود فلیکس..تو میتونی دبیو کنی البته با گروهی که من برات در نظر گرفتم..دنبالم بیا تا هم گروهی هات رو نشونت بدم
جی وای پی گفت و جلو تر ا فلیکس حرکت کرد
فلیکس با ناباوری چندتا چک به خودش زد تا از این رویا بیدار بشه ولی نه این خود خود واقعیت بود
با رسیدن به اتاقی جی وای پی در رو باز کرد و همراه فلیکس وارد شد
فلیکس با دهن باز به دنس رفتن اون هفت نفر نگاه کرد و جی وای پی چندبار دست هاش رو بهم کوبید و اون هفت نفر برگشتن و تعظیمی کردن
_پسرا..این وروجک کنارم لی فلیکسه و قراره با شما دبیو کنه...اومیدوارم خوب باهم کنار بیاید
جی وای پی این رو گفت و لبخندی به فلیکس زد و از اتاق بیرون رفت..فلیکس خواست محترمانه بهشون سلام کنه که یهویی شیش نفرشون به سمتش اومدن
_وای تو چقدر کیوتی!
_خوشحالم قراره باهات دبیو کنمم خوشگله!
_تو خیلی شبیه دخترایی لعنتیی
-چندسالته؟
_رنگ موهات تو حلقممم
فلیکس فقط با تعجب به ذوقشون خیره شده بود
_من کریستوفر بنگ چانم لیدر گروه
_من لی مینهو ام البته لینو صدام بزن
_منم سئو چانگبینم
_منم هان جیسونگم البته تو باید هان صدام بزنی!
_من کیم سونگمینم رفیق
_منم یانگ جونگینم مکنه گروه ولی تو ای ان صدام بزن!
فلیکس لبخندی زد و گفت
_از دیدنتون واقعا خوشحالم
نویسنده کآرلو: فقط باید بگم این فیک من از طرف خودم گفته میشه نه شخصیت های داستان و اینکه من فیک هامو با تموم جزئیات و طولانی توضیح میدم چون میخوام خوب تصور کنید و هرگونه کپی ازش ببینم به صورت جدی برخورد میکنم ..با تشکر!
...................
درو با شتاب باز کرد و با اخم داد کشیدد
_فلیکسسس..پاشو ابلههه...اون بوتت رو تکون بده برو کار پیدا کن یالاااا
فلیکس کلافه چنگی به موهاش زد روی تختش نشست و با اخم گفت
_مامان...من کل این یه هفته رو دارم سخت دنبال کار میگردم واقعا خسته شدم...یه امروز رو استراحت بده
مادرش اخمی کرد دستش رو سمت خواهر عفریته اش که جلوی موهاش رو با کش بسته بود و با دندون های سیم زده و جوش های چندشش پوزخندی بر لب داشت گرفت و خواهرش ماهیتابه رو بالا اورد و توی دست مامانش گذاشت و مامانش با همون ماهیتابه به سمتش حجوم برد و.........الفاتحه
(چند ساعت بعد)
نمیدونست چند ساعته که توی این خیابونا لنگون لنگون قدم برمیداره فحشی نثار مادر و خواهرش کرد..میدونست که خانوادش دوستش دارن همینطور فلیکس خیلی خواهر و مادرش رو دوست داشت فقط چون پدرش توی تصادف چندین سال پیش جونش رو از دست داده اوضاع مالیشون خیلی افتضاح شده بود و تنها چیزی که براشون مهم بود زنده موندن و شب گرسنه نخوابیدن بود
با دیدن فروشگاه عمده فروشیه بزرگی لبخندی زد و واردش شد
_آجوشی؟...شما اینجا نیازی به شاگرد ندارید؟آخه این فروشگاه به این بزرگی بد...
مرد شکم گنده که رئیس فروشگاه بود با اخم حرفشو قطع کرد
_نه بچه جون نیازی نداریم و البته ادمای ظریفی مثل تو رو نیاز نداریم...اول که دیدمت فک کردم دختری
فلیکس که این حرفا براش عادی شده بود هوفی کشید و خواست از فروشگاه خارج بشه که با شنیدن صدایی سرجاش ایستاد
_دنبال شغلی؟
سمت مرد نا آشنا برگشت و با دیدنش چشماش چهارتا شد اون جی وای پی بود..اون جی وای پی بود فلیکس با دهن باز بهش خیره شده بود از شک که بیرون اومد با استرش چندبار تعظیم کرد
_جی..جی وای پی شی؟...او خدایا باعث افتخاره که شما رو میبینم من لی فلیکسم و بله دنبال شغل هستم تا الان هرجا که رفتم دنبالیه شغل خوب یا مناسب نیست یا شاگرد نمیخواستن راستش من رشتم موسیقیه ولی خب چون خانوادم درامد چندانی ندارن دیگه دانشگاه نرفتم یعنی واقعا عاشق درس خوندن و دانشگاه رفتنم و یکی از ارزو هام ایدل شدنه ولی باز خانوادم میگ..
جی وای پی با خنده بین حرفایی که تند و بدون نفس به زبون میاورد و ناشی از استرس زیادش بود پرید
_هعی اروم باش..نفس بکش جوون
فلیکس با خجالت سرش رو پایین انداخت ک جی وای پی ادامه داد
_پس به موسیقی علاقه داری!
_ایدل..ایدل شدن رو یادتون رفت بگید!
جی وای پی بلند خندید به چهره گربه مانند فلیکس خیره شد و گفت
_تو واقعا بانمکی پسر...آره ایدل شدن..دنبالم بیا تا به کمپانی من بریم و اونجا ازت تست میگیرم شاید این شانس رو داشته باشی که آیدل من بشی
اینو گفت و جلو تر ا فلیکس راه افتاد و فلیکس با چشمای ستاره بارون جوری که هرلحظه امکان داشت ا خوشحالی بزنه زیر گریه دنبالش راه افتاد
(چند ساعت بعد)
بعد از اینکه با صدای دیپش برای جی وای پی و بقیه کارکنان خوند و یکی از دنس های محبوبش رو رفت متوجه شد که دیگه لنگ نمیزنه یا دیگه جایی از بدنش بخاطر کتک های مادرش درد نمیکنه
جی وای پی با لبخند سمت رفت و گفت
_کارت خوب بود فلیکس..تو میتونی دبیو کنی البته با گروهی که من برات در نظر گرفتم..دنبالم بیا تا هم گروهی هات رو نشونت بدم
جی وای پی گفت و جلو تر ا فلیکس حرکت کرد
فلیکس با ناباوری چندتا چک به خودش زد تا از این رویا بیدار بشه ولی نه این خود خود واقعیت بود
با رسیدن به اتاقی جی وای پی در رو باز کرد و همراه فلیکس وارد شد
فلیکس با دهن باز به دنس رفتن اون هفت نفر نگاه کرد و جی وای پی چندبار دست هاش رو بهم کوبید و اون هفت نفر برگشتن و تعظیمی کردن
_پسرا..این وروجک کنارم لی فلیکسه و قراره با شما دبیو کنه...اومیدوارم خوب باهم کنار بیاید
جی وای پی این رو گفت و لبخندی به فلیکس زد و از اتاق بیرون رفت..فلیکس خواست محترمانه بهشون سلام کنه که یهویی شیش نفرشون به سمتش اومدن
_وای تو چقدر کیوتی!
_خوشحالم قراره باهات دبیو کنمم خوشگله!
_تو خیلی شبیه دخترایی لعنتیی
-چندسالته؟
_رنگ موهات تو حلقممم
فلیکس فقط با تعجب به ذوقشون خیره شده بود
_من کریستوفر بنگ چانم لیدر گروه
_من لی مینهو ام البته لینو صدام بزن
_منم سئو چانگبینم
_منم هان جیسونگم البته تو باید هان صدام بزنی!
_من کیم سونگمینم رفیق
_منم یانگ جونگینم مکنه گروه ولی تو ای ان صدام بزن!
فلیکس لبخندی زد و گفت
_از دیدنتون واقعا خوشحالم
- ۳.۷k
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط