در دریای زندگی به عشق تو روبروی امواج خشمگین دریا ایستاده

در دریای زندگی به عشق تو روبروی امواج خشمگین دریا ایستاده ام ٬ تو که نباشی  در این دریا غرق خواهم شد ٬پس بیا و قایق نجات من باش عزیزم ٬


و مرا در برابر امواج بی محبتی ها و تنهایی ها


نجات بده و تنها سر پناه برای من باش.... در راه رسیدن به تو خیلی سختی ها را کشیدم ٬ از همه کس  و و همه چیز گذشتم تا با تو بمانمو دیگر نمیخواهم تویی که به سختی  به دست آورده ام ٬ به آسانی و در یک لحظه مثل


عشق های پوچ این زمانه را ازدست بدهم.
دیدگاه ها (۲)

نمی دانی ..... که نگاهت در میان این مرداب لابه لای گل های ...

نمی دانی ..... که نگاهت در میان این مرداب لابه لای گل های ...

نمی دانی ..... که نگاهت در میان این مرداب لابه لای گل های ...

در یک شب بارانی باد به شدت می وزید.ابرها به خروش آمده و بر ا...

گفتی میخوای بنویسی دلمو این دل از تو هنوز قافلموبنویس بنویس ...

خود را کاملا به " او " بسپار. درست مانند قایقی که بر روی رود...

گفتی میخوای بنویسی دلمواین دل از تو هنوز قافلموبنویس . بنویس...

خود را

زنهای قوی چه کسانی هستند

من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرمواسه عشق بازی موجا قامت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط