پارت آخر

پارت آخر
ویو ات
که جیمین مانعم شد

جیمین: تو حق نداری....جایی بری باید توی اتاقت باشی
ات: نمیشه حوصلم سر رفته
جیمین: اون دیگه مشکله خودته...نمیخوای که عصبانی بشم ( بم و ترسناک)
ات: نه ولی..
جیمین: ولی نداریم ( عربده ترسناک)
ات: ( بدونه هیچ حرفی رفت)
جیمین: چش شد

ویو ات
داشتم می‌رسیدم به اتاقم که داشتن اشکام میریختن خیلی ترسیده بودم ، درسته من فوبیایه صدا دارم و به زور جلوی اشکام رو گرفته بودم تا نریزن

جیمین: تو فوبیایه صدا داری ؟
ات: تو...تو...
جیمین: جواب بدهههه ( عربده)
ات:( سرشو انداخت پایین)
ات: آره ( آروم و لرزون)
جیمین: به من نگاه کن
ات:.....
جیمین: گفتم به من نگاه کنننن ( چونشو گرفت و اورد بالا)
ات: ( در حاله گریه)
جیمین: ( بغلش کرد)
جیمین: ات...معذرت میخوام سرت داد زدم و زدمت... ببخشید ( بغض)
ات: تو...که از من بدت میومد
جیمین: نخیرم من....دوست دارم
ات:( شک)
جیمین: میدونم...میدونم این حس یه طرفه هست و دوسم نداری ولی....( ات نزاشت حرفش تموم بشه و بوسیدش)
ات: منم دوست دارم... خیلیم دوست دارم
جیمین: واقعا ( لبخند پررنگ)
ات:اوهوم..... همیشع بخند..اخه خیلی خوشگل میشی ( خجالت)
جیمین: اووووو باشه
جونگکوک: حیح شما باهمید ولی من هنوز سینگلم 😑
ات و جیمین: خنده


پایان ⁦⁦⁦⁦/╲/\╭(•‿•)╮/\╱\⁩
شب بخیر 🌃🌼
دیدگاه ها (۵)

جین: یونا چرا نمیفهمی هاااا چرایونا: بابا لطفاً بس کنین... خ...

بابایه سخت گیره من 🌘پارت ۱ویو جیناه هر کاری میکنم پروندمو شر...

پارت ۴ویو جونگکوکمیخواستم برم تو که دیدم بهوش امدجونگکوک: عه...

پارت ۳ویو اتداشتم باهاشون حرف میزدم که یهو یه چیزی خورد به د...

جیمین: ات، من اومدم... (بی‌حوصله)ات که روی مبل نشسته بود، سر...

ویو ات(پارتاخر) حالم خیلی بد بود ولی باید خودمو قوی نشون بدم...

My little princess Part 12ویو ات بعد از رفتن جیمین با خودم ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط