سلام عشقام عیدتون مبارک خیلی دلم براتون تنگ شده بود و خوا
سلام عشقام عیدتون مبارک خیلی دلم براتون تنگ شده بود و خواستم خوشحالمون کنم عاشقتونم خوب بریم سراغ رمان عشقام😉💖🌹💝😍
پارت یازدهم
🔥عشق ابدی ما🔥
سونیک: من و شدو صبحونمون رو خوردیم و رفتیم سر کلاس پیش هم نشستیم ولی من پشیمون شدم که پیشش نشستم ای خدا وقتی خانم حواسش نبود شدو طوری که کسی نبینه برگه میداد همش میخواد حرف بزنه آخه یه خورده نمیخوای به درس گوش بدی ولی منم دوست داشتم باهاش حرف بزنم
شدو: واییی خدا خندم میگرفت سونیک داشت طوری رفتار میکرد که انگار کلافه بود ولی خودش هم میخواست باهام حرف بزنه من دیگه تمومش کردم ولی خودش دوباره شروع کرد ای خدا آدم هیچ وقت با همچین عشقی پیر نمیشه عاشق این رفتاراشم نمیدونم چطوری ولی انگار هرچی بیشتر باهم وقت میگذرونیم بیشتر عاشقش میشم
زنگ آخر:
سیلور: شدو و سونیک داشتن با هم راه میرفتم و حرف میزدن بچه ها من میرم شما ها قایم بشید و امی تو هم آماده باش من میرم.. شدو بیا این سوال رو بهم توضیح بده مشکل دارم
شدو: سونیک من میرم تو همین جا بمون زود بر میگردم *چشمک*
سونیک: تکه دادم به دیوار و دستم رو کردم تو جیبم و به گوشیم نگاه کردم از دست سیلور ناراحتم چون نمیزاره دو دقیقه باهم تنها باشیم تو این فکر ها بودم که حواسم رفت به امی داشت میومد نزدیکم
امی: متوجه شدم سونیک منو دید خودم رو طوری نشون دادم انگار عاشقش شدم خودم رو مثل دختر عوضی ها کردم وای خدا چرا باید این کار رو بکنم آه خودم هم نقشه رو کشیدم
سونیک: امی اومد نزدیک و داشت نزدیک لبم میشود وایسا نه... نمیخواستم منو ببوسه
امی: چی شده سونیک منو دوست نداری
سونیک: دوست.. دارم.. ولی به عنوان دوست من فکر میکردم تو عاشق سیلور و سیلور هم عاشق تو
امی: ولی من عاشقتم سونیک و تو فقط باید مال من باشی عشق من جون من زندگی من فقط و فقط مال من(دیگه خیلی زیاده روی کردم)
سونیک: اون دیونه شده بود دلم برای سیلور آتیش گرفت یعنی اون عاشق منه ولی سیلور چی
شدو: کارم با سیلور تموم شد اومدم بیرون و با صحنه ای که دیدم دنیا رو سرم خراب شد خدا چرا هرکی اینو میبینه عاشقش میشه رفتم سمت امی و آروم هولش دادم
امی: .....
شدو: عصبی داد زدم داشتی چه غلطی میکردی
سونیک: چشمام برق زد یعنی انقدر منو دوست داره نتونستم چشم ازش بردارم و داشت با امی حرف میزد ولی من انگار کر شده بودم با هر لحظه که بیشتر میگذشت انگار بیشتر عاشقش میشدم
امی: آخ چه حس قشنگی داره که نقشت جواب بده
شدو: برگشتم روبه رو سونیک حالت خوبه که..
سونیک: اره خوبه که حس کردم...
سیلور: پشت سر شدو بودم که هولش دادم سمت سونیک البته آروم
امی: پشت سونیک بودم و آروم هولش دادم سمت شدو
روژ: دیدم نقشه جواب داده و سونیک و شدو همو بوسیدن خوشحال شدم از خوشحالی خواستم جیغ بزنم که ناکلز جلو دهنم رو گرفت
سونیک: یکی هولم داد و لبم خورد به لب شدو بی اختیار چشمام رو بستم و بهش نزدیک شدم
شدو: داشتم حرف میزدم که یکی هولم داد و لبم خورد به لب سونیک چشمام رو بستم و بهش نزدیک شدم
خوب دوستان حرص بخورید تا پارت بعد دوستون دارم عشق من هستین ممنونم از حمایت هاتون❤️🔥
تا بعد رفقا💖
پارت یازدهم
🔥عشق ابدی ما🔥
سونیک: من و شدو صبحونمون رو خوردیم و رفتیم سر کلاس پیش هم نشستیم ولی من پشیمون شدم که پیشش نشستم ای خدا وقتی خانم حواسش نبود شدو طوری که کسی نبینه برگه میداد همش میخواد حرف بزنه آخه یه خورده نمیخوای به درس گوش بدی ولی منم دوست داشتم باهاش حرف بزنم
شدو: واییی خدا خندم میگرفت سونیک داشت طوری رفتار میکرد که انگار کلافه بود ولی خودش هم میخواست باهام حرف بزنه من دیگه تمومش کردم ولی خودش دوباره شروع کرد ای خدا آدم هیچ وقت با همچین عشقی پیر نمیشه عاشق این رفتاراشم نمیدونم چطوری ولی انگار هرچی بیشتر باهم وقت میگذرونیم بیشتر عاشقش میشم
زنگ آخر:
سیلور: شدو و سونیک داشتن با هم راه میرفتم و حرف میزدن بچه ها من میرم شما ها قایم بشید و امی تو هم آماده باش من میرم.. شدو بیا این سوال رو بهم توضیح بده مشکل دارم
شدو: سونیک من میرم تو همین جا بمون زود بر میگردم *چشمک*
سونیک: تکه دادم به دیوار و دستم رو کردم تو جیبم و به گوشیم نگاه کردم از دست سیلور ناراحتم چون نمیزاره دو دقیقه باهم تنها باشیم تو این فکر ها بودم که حواسم رفت به امی داشت میومد نزدیکم
امی: متوجه شدم سونیک منو دید خودم رو طوری نشون دادم انگار عاشقش شدم خودم رو مثل دختر عوضی ها کردم وای خدا چرا باید این کار رو بکنم آه خودم هم نقشه رو کشیدم
سونیک: امی اومد نزدیک و داشت نزدیک لبم میشود وایسا نه... نمیخواستم منو ببوسه
امی: چی شده سونیک منو دوست نداری
سونیک: دوست.. دارم.. ولی به عنوان دوست من فکر میکردم تو عاشق سیلور و سیلور هم عاشق تو
امی: ولی من عاشقتم سونیک و تو فقط باید مال من باشی عشق من جون من زندگی من فقط و فقط مال من(دیگه خیلی زیاده روی کردم)
سونیک: اون دیونه شده بود دلم برای سیلور آتیش گرفت یعنی اون عاشق منه ولی سیلور چی
شدو: کارم با سیلور تموم شد اومدم بیرون و با صحنه ای که دیدم دنیا رو سرم خراب شد خدا چرا هرکی اینو میبینه عاشقش میشه رفتم سمت امی و آروم هولش دادم
امی: .....
شدو: عصبی داد زدم داشتی چه غلطی میکردی
سونیک: چشمام برق زد یعنی انقدر منو دوست داره نتونستم چشم ازش بردارم و داشت با امی حرف میزد ولی من انگار کر شده بودم با هر لحظه که بیشتر میگذشت انگار بیشتر عاشقش میشدم
امی: آخ چه حس قشنگی داره که نقشت جواب بده
شدو: برگشتم روبه رو سونیک حالت خوبه که..
سونیک: اره خوبه که حس کردم...
سیلور: پشت سر شدو بودم که هولش دادم سمت سونیک البته آروم
امی: پشت سونیک بودم و آروم هولش دادم سمت شدو
روژ: دیدم نقشه جواب داده و سونیک و شدو همو بوسیدن خوشحال شدم از خوشحالی خواستم جیغ بزنم که ناکلز جلو دهنم رو گرفت
سونیک: یکی هولم داد و لبم خورد به لب شدو بی اختیار چشمام رو بستم و بهش نزدیک شدم
شدو: داشتم حرف میزدم که یکی هولم داد و لبم خورد به لب سونیک چشمام رو بستم و بهش نزدیک شدم
خوب دوستان حرص بخورید تا پارت بعد دوستون دارم عشق من هستین ممنونم از حمایت هاتون❤️🔥
تا بعد رفقا💖
- ۶۴۸
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط