يكی ديوانه‌ای آتش بر افروخت

يكی ديوانه‌ای آتش بر افروخت
در آن ھنگامه جان خويش را سوخت
همه خاكسترش را باد می‌برد
وجودش را جهان از ياد می‌برد

تو ھم‌چون آتشی ای #عشق جانسوز
من آن ديوانه مرد آتش افروز
من آن ديوانه‌ی آتش پرستم
در این آتش خوشم تا زنده ھستم

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۰)

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

یا صاحب الزمان ادرکنی

اخرین بازمانده

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 هجدهم مهرماه، روز جهانی بهداشت...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

✲ بازم گند زدم...✍️ : او خودش را بابت همه چیز مقصر می‌داند.ب...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط