تا میتوانی برجِ دروغهایت را بلندتر بساز
تا میتوانی برجِ دروغهایت را بلندتر بساز
من برای نبرد
سکوت پوشیده ام
آدم آهنیهای قلبت را
به صف کن
فریادهایت را پتک
چشمهایت را گلوله آتش
حرفهایت را خنجر
دستانت را شلاق
من برای نبرد
سکوت پوشیده ام...
و با هر ضربه تو
پنجره ای از قلبم را به رویت میبندم...
روزی که هیچ روزنه ای
رو به تو باز نباشد
باخته ای...
من در دنیای خودم
صبوری را هنر میدانم
سکوتم از صبوریست...
نه سَرریز میشوم
نه میشکنم
میروم....
آرام و بیصدا
من برای نبرد
سکوت پوشیده ام
آدم آهنیهای قلبت را
به صف کن
فریادهایت را پتک
چشمهایت را گلوله آتش
حرفهایت را خنجر
دستانت را شلاق
من برای نبرد
سکوت پوشیده ام...
و با هر ضربه تو
پنجره ای از قلبم را به رویت میبندم...
روزی که هیچ روزنه ای
رو به تو باز نباشد
باخته ای...
من در دنیای خودم
صبوری را هنر میدانم
سکوتم از صبوریست...
نه سَرریز میشوم
نه میشکنم
میروم....
آرام و بیصدا
- ۵۰۸
- ۰۶ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط