گفت دانا که گرگ خره سر

گفت دانايي که: گرگي خيره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته مي شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا مي کند
خلق و خوي گرگ پيدا مي کند
در جواني جان گرگت را بگير!
واي اگر اين گرگ گردد با تو پير
روز پيري، گر که باشي هم چو شير
ناتواني در مصاف گرگ پير
مردمان گر يکدگر را مي درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنايان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غريب
با که بايد گفت اين حال عجيب؟

✍ فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱)

#حکایت روزي ملانصرالدين خطايي مرتکب ميشودو او را نزد حاکم مي...

#داستان_کوتاه ﻧﯿﻤﻪ شبی تعدادی دوست برای تفریح ﺑﻪﻗﺎﯾﻖ ﺳﻮﺍﺭﯼ ر...

#داستان_کوتاه پیرزنی رفت داروخانه تا برای درد مفاصلش دارو بخ...

_آیا آهنگ پیشواز میخواهید؟خیر_قرعه کشی بزرگ چطور؟خیر_طرح طلا...

هر که گرگ درونش را در اندازد به خاک رفته رفته میشود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط