اهوی من
اهوی من
پارت ۱۱۱
(اراد)
بعد کشتن ستاره به سمت خونه پارسا رفتم در زدم ک انا دخترم دررو وا کرد بغلش کردم دلم براش تنگ شده بود
انا: بابایی
اراد: جان بابا اخ فدات شم
انا: مامانی دیی میکرد (دیی:گریه)
اراد: تغصیر منی ک مامانت دیی میکرد
انا:مامانی لفتی(رفتی) داداشی رو بتوشی(بکشه)
الیس امد دست انا رو گرفت میخواست ببر تو خونه ک اراد جلوشو گرفت
اراد: جان مادرت بگو اهو کجاست
الیس: چرا چون مامانمو قسم میدی اهو رفته بچه تو شکشمشو سقط کنه ک ترو عذاب بده
اراد:میشه ادرس بدی من نباید بزارم این کاراو بکنه الیس جان من
(اراد)
ادرس از الیس گرفتم با سرعت به سمت مطب رفتم با سرصدا ک شد وارد اتاق دکتر شدم ک دیدم اهو داره رو تخت خوابیده رفتم سمتش
اراد:پاشو میگم پاشوووو اهو سگم نکن ک همه رو اینجا بکشم
اهو: تو چرا اینجا امدیی
دکتر: اهو خانوم مگهنگفتین ک شوهرتون راضی؟
اراد: گوه خورده ک گفته شوهرم موافقه من نمخوام این بچه بمیره اگه بلایی سر این بچه بیاد منو میدونم با شما (باداد)
دست اهو رو میگیره از مطب میاد بیرون سوار ماشینش میکنه
اهو: در وا کن میخوام برم میگم در وا کن
اراد: حتما بشین تا وا کنم تو با کدوم اجازه رفتی بچه رو بندازی هاااااا(باداد)
اهو:چون دوست داشتم من نمخوام این بچه تو شکم باشه ک باباش با بهترین دوستم خیانت میکنه من ازت طلاق میگیرم
اراد: بشین تا طلاقت بدم اصلا خیانت کردم دوست داشتم
اهو: من برات کافیه نبودم هروقت میخوای خونمو میخوری بدنم هنوز از کتک هات درد میکنه هنوز جای کبودی ها روی بدنمه برای طلاق مدرک خوبی
اراد:تو برای من بهترینی اون گولم زد
اهو:اره دیدم براش حلقه گرفتی(گریه)
اراد:اهو دیوانم نکن گریه نکنننننننن
و همنجور مشت میزنه به فرمون
اراد منو برد خونمون ماشین پارک کرد رگ هایی گردنش زده بود بیرون صورتش قرمز شده بود معلوم بود ک خیلی عصبانی دستمو با فشار گرفت ک دردم گرفت
اهو:اخ اراد دستم درد گرفت
توجه ی به حرف نکرد منو برد داخل خونه منو چسبوند به دیوار
اراد:گوه خوردم اهو ترکم نکن من بدون تو میمیرم
اهو:نمخواستم بگم ولی میگم ارکان روحش همه چی رو درمورد گذشته ام گفت گفتش ک چقدر منو اذیت کردی گفتش ک منو از اون دور میکردی گفت ک بچه منو ارکان کشتی و گفت ک بَرده تو بودم
اراد:میدونم از دستم ناراحتی بهت هم حق میدم ک طلاق بگیری ولی من عاشقت شدم به جان خودم قسم عاشقات شدم من اگه طلاقت بدم ک ازادت نمزارم
اهو: ولی من دلم شکسته بدجور شکسته و طلاق میخوام این بچه هم مال خودمه هیچ وقت همنمگم بابایی اشغالی مثل تو داشته
اراد: حالا من شدم اشغال هاااااا(باداد)
اراد منو ول کردم کل لوازم هایی خونه رو میشکست بشقاب ها کاسه ها دستش پر خون شده بود تلویزیون به در کوبید دلم به حالش سوخت ک رفتم سمتش ک یک دفعه.......
پارت ۱۱۱
(اراد)
بعد کشتن ستاره به سمت خونه پارسا رفتم در زدم ک انا دخترم دررو وا کرد بغلش کردم دلم براش تنگ شده بود
انا: بابایی
اراد: جان بابا اخ فدات شم
انا: مامانی دیی میکرد (دیی:گریه)
اراد: تغصیر منی ک مامانت دیی میکرد
انا:مامانی لفتی(رفتی) داداشی رو بتوشی(بکشه)
الیس امد دست انا رو گرفت میخواست ببر تو خونه ک اراد جلوشو گرفت
اراد: جان مادرت بگو اهو کجاست
الیس: چرا چون مامانمو قسم میدی اهو رفته بچه تو شکشمشو سقط کنه ک ترو عذاب بده
اراد:میشه ادرس بدی من نباید بزارم این کاراو بکنه الیس جان من
(اراد)
ادرس از الیس گرفتم با سرعت به سمت مطب رفتم با سرصدا ک شد وارد اتاق دکتر شدم ک دیدم اهو داره رو تخت خوابیده رفتم سمتش
اراد:پاشو میگم پاشوووو اهو سگم نکن ک همه رو اینجا بکشم
اهو: تو چرا اینجا امدیی
دکتر: اهو خانوم مگهنگفتین ک شوهرتون راضی؟
اراد: گوه خورده ک گفته شوهرم موافقه من نمخوام این بچه بمیره اگه بلایی سر این بچه بیاد منو میدونم با شما (باداد)
دست اهو رو میگیره از مطب میاد بیرون سوار ماشینش میکنه
اهو: در وا کن میخوام برم میگم در وا کن
اراد: حتما بشین تا وا کنم تو با کدوم اجازه رفتی بچه رو بندازی هاااااا(باداد)
اهو:چون دوست داشتم من نمخوام این بچه تو شکم باشه ک باباش با بهترین دوستم خیانت میکنه من ازت طلاق میگیرم
اراد: بشین تا طلاقت بدم اصلا خیانت کردم دوست داشتم
اهو: من برات کافیه نبودم هروقت میخوای خونمو میخوری بدنم هنوز از کتک هات درد میکنه هنوز جای کبودی ها روی بدنمه برای طلاق مدرک خوبی
اراد:تو برای من بهترینی اون گولم زد
اهو:اره دیدم براش حلقه گرفتی(گریه)
اراد:اهو دیوانم نکن گریه نکنننننننن
و همنجور مشت میزنه به فرمون
اراد منو برد خونمون ماشین پارک کرد رگ هایی گردنش زده بود بیرون صورتش قرمز شده بود معلوم بود ک خیلی عصبانی دستمو با فشار گرفت ک دردم گرفت
اهو:اخ اراد دستم درد گرفت
توجه ی به حرف نکرد منو برد داخل خونه منو چسبوند به دیوار
اراد:گوه خوردم اهو ترکم نکن من بدون تو میمیرم
اهو:نمخواستم بگم ولی میگم ارکان روحش همه چی رو درمورد گذشته ام گفت گفتش ک چقدر منو اذیت کردی گفتش ک منو از اون دور میکردی گفت ک بچه منو ارکان کشتی و گفت ک بَرده تو بودم
اراد:میدونم از دستم ناراحتی بهت هم حق میدم ک طلاق بگیری ولی من عاشقت شدم به جان خودم قسم عاشقات شدم من اگه طلاقت بدم ک ازادت نمزارم
اهو: ولی من دلم شکسته بدجور شکسته و طلاق میخوام این بچه هم مال خودمه هیچ وقت همنمگم بابایی اشغالی مثل تو داشته
اراد: حالا من شدم اشغال هاااااا(باداد)
اراد منو ول کردم کل لوازم هایی خونه رو میشکست بشقاب ها کاسه ها دستش پر خون شده بود تلویزیون به در کوبید دلم به حالش سوخت ک رفتم سمتش ک یک دفعه.......
- ۴.۷k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط