من درباره تو به آنها نگفتهام

من درباره تو به آن‌ها نگفته‌ام
اما تو را دیده‌اند که
در چشمانم شنا میکنی
من درباره تو به آن‌ها نگفته‌ام
اما تو را در کلماتم دیده‌اند
عطرِ عشق،
نمی‌تواند پنهان بماند‌‌‌ ....
خودنامه ای برای خودم می نویسم و
آن راهمیشه پست به جای تو می کنم
وقتی که نامه می رسد از سوی من به من
می خوانم و دوباره هوای تو می کنم
تونیستی ومن همیشه یاد تو میکنم
دیدگاه ها (۵)

در تماشای تو یک خلق فریبت خوردندچون تو یک وهم،،به مانند سرا...

چشم هایم بسته بود و بوسه ای دزدید و رفتبذر عشق و نیستی در سی...

نامت همین که می گذرد بر زبان من...بوی بهشت میرسد از عمق جان ...

شب مهتاب و کوچه ی خلوتبوف کوری که میزنه فریاد‌ قلب من زیر او...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط