خدایا خدایا یگانه تویی

خدایا خدایا یگانه تویی
همه گریه ها را بهانه تویی
نگارا نگارا تو باغی بهاری
دل ساده ام را تو نقش و نگاری

شدم چو گلی ز ریشه جدا
به من برسان بهار مرا
بهارا بهارا بهانه مگیر
ز خاکستر ما زبانه مگیر

کویر دلم را تو باران نوری
تو رودی تو دریا تو شوق عبوری
جدا ز توئم غبار هوا
به خود برسان دوباره مرا

جدا ماندم همچو نی تنها از نیستان ها
حکایتِ دل به ناله کنم
غمی دارم همچو مولانا از جدایی ها
شکایتِ دل به ناله کنم

چو نی در شکستم صدایم تو هستی
تو را می پرستم خدایم تو هستی

زنده یاد قیصر امین پور
دیدگاه ها (۱)

یارا یارا گاهی دل ما رابه چراغ نگاهی روشن کنچشم تار دل را چو...

نه آتش‌های ما را ترجمانینه اسرار دل ما را زبانیبرهنه شد ز صد...

صحرا صحرا دویده ام سرگردان از پی تودریا دریا گذشته ام در طوف...

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کنز غم های دگر غیر از غم عشقت...

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط