پارت ۱۳ آخر

پارت ۱۳ آخر



کوک:خیلی نازن


۳ سال بعد


اسم بچهاشون رز و هاناعه


هانا:بابایی ما چطوری به وجود اومدیم
رز:بابا هانا راست میگه چطوری

کوک:ببینید ۳سال پیش من و مامانتون رو تخت نماز می خوندیم و از خدا کمک میخواستیم که شما رو بهمون بده بعد مامانت کمر درد میگرفت بعد شما به وجود اومدین


همون لحظه بچه ها

ویو بچها
بزرگ شدیم میخوایم تنهایی نماز بخونیم آیا میشه😶
دیدگاه ها (۲)

تولد موچی مون مبارککککک🌈🌈🌈🌈🌈🍄🍄🪐🪐🪐☁️☁️💜💜🐥🐥🐥🐤🐤

راستی برگشت شکوهمندانه جیهوپ را از سربازی به تمام آرمین های ...

پارت۱۲کوک:عشقم یکم زیادی لباس تنگ نگرفتی خیر سرت حامله ای ها...

بچه میخوام یه چیزی بگممن بتمن علی ام تو مدرسه این لقب رو گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط