آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست

آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست

 پیش چشمان خودت اشک بریزی کم نیست

 

یک خود آزاری زیباست که من تنهایم

 لذتی هست در این زخم که در مرهم نیست

 

اشتیاقی به گشوده شدن این گره نیست

ور نه تنهایی من که گره اش محکم نیست

 

من از این فاصله ها هیچ ندارم گله ای

هر چه تقدیر نوشتست بیفتد غم نیست

 

لذتی نیست اگر درد نباشد قبلش

لذتی بیشتر از شور پس از ماتم نیست

 

بی سبب درد که هم قافیه با مرد نشد

آدم بی غم و بی درد دگر آدم نیست

 

تو نبین ساکت و ارام نشستم کنجی

حرف نا گفته زیاد است ولی محرم نیست.؟
دیدگاه ها (۱)

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟗تهیونگ که سکوت زیادی پسر رو دید، اروم ...

آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست پیش چشمان خودت اشک بریزی ک...

آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست پیش چشمان خودت اشک بریزی ک...

آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست پیش چشمان خودت اشک بریزی کم...

‌آه جز آینه‌ای کهنه مرا همدم نیستپیش چشمان خودت اشک بریزی کم...

آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست پیش چشمان خودت اشک بریزی ک...

آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست پیش چشمان خودت اشک بریزی کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط