آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به

آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار.
دیدگاه ها (۸)

آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خد...

آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خد...

آهنگری با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می...

مرا کنار نگذار :آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیمار...

حکایت🗣️آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا...

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ...

حکایت زیباآهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عم...

#داستان_شب...آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا ب...

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ...

آهنگری با وجود رنج های متعدد عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط