سینه ای سوخته در

سینه ای سوخته در
حسرت یک عشق محال
نگهی گمشده در پرده رویایی دور
پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال

چه ره آورد سفر دارم
ای مایه عمر...؟

❣
دیدگاه ها (۱)

« مردِ خواستنی، زنِ خواهان » ‌ در زمان‌هایی نه‌چندان دور، ...

جزء الذی لایتجزی

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

کپشن 🙏👇اینکه یک گناه در جامعه رواج فراوانی داشته باشد دلیل ب...

فیک : بین راندها

آوای شب پارت ۳۰ ویو نویسنده انیا با صدای گریه بکی به خودش آم...

قسمت بیست و پنجم:صدای بسته شدن در آمد.کای چند ثانیه صبر کرد....

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط