روزهای با تو، در گلویم پرنده‌ای داشتم

روزهای با تو، در گلویم پرنده‌ای داشتم
که صدایش
حتی گل‌های روی پیراهنم را مست میکرد
و پروانه‌ها دور شانه‌هایم می‌چرخیدند.
پرنده‌ای داشتم که هر فصلِ آوازهایش عاشقانه بود ...
روزهای با تو، در گلویم سبزترین درخت دنیا بود،
خورشید بود، آب و دانه بود
و پرنده‌ای که در حنجره‌اش هزاران بوسه داشت!
اما
پرنده یک روز پرید!
و پرهایش توی دستهایم ریخت...
روزهای بی تو
به جای شعر و عشق و بوسه
میدانِ مین
در گلو دارم ..
روزهای بی تو
از لحظه‌های انفجار پُرم!
دیدگاه ها (۲)

رمان تو خود منی

`` قشنگ تربن اشتباه ``chapter : ²part : ³دیگر چیزی نگفت.بی‌ه...

#my.FUCKER.mafai. part 4دنیای فیلیکس در آن لحظه فر...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

**#disguise** **#دیسگایز** **#Part_26** **#Jeon_Jackson**...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط