Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to be. But by fighting against fate, we can change such a destiny.
⟩⟩ Beyond Fate....
part..³⁴

پشت در
چند قدم از اتاق فاصله گرفتند.
لیانا اول ساکت بود.
بعد با صدایی که سعی می‌کرد آروم باشه اما واضحاً هیجان داشت گفت:
دیدی؟»
آریون آه کوتاهی کشید.
دیدم.»
لیانا با حالت ناباورانه ادامه داد:
روی. این‌قدر نزدیک. به یه دختر.»
آریون ابرو بالا انداخت.
اون هم روی.»
لیانا پچ‌پچ‌کنان گفت:
فکر می‌کنی فقط داشت موهاشو مرتب می‌کرد؟»
آریون نیم‌خنده زد.
تو باور می‌کنی؟»
لیانا نفسش را بیرون داد.
من فقط می‌گم… اگه ما یه لحظه دیرتر می‌اومدیم—»
آریون سریع گفت:
لیانا.»
لیانا با شیطنت کنترل‌شده ادامه داد:
چی؟! من چیزی نگفتم! ولی قیافه‌ی آینا رو دیدی؟ کاملاً…»
آریون جمله‌اش را کامل کرد:
گیر افتاده.»
لیانا لبخند ریزی زد.
دقیقاً. انگار مچشون رو گرفتیم.»
آریون آرام‌تر شد.
روی معمولاً فاصله نگه می‌داره. این اولین باره…»
لیانا سر تکان داد.
که این‌قدر واضح نزدیک شده.»
مکث.

بوس به همتون😘
.
.
.
.
.
.
دیدگاه ها (۱۶)

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

دختر خفنمون😎🎀

سریال نسل به نسل😫🛐

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط