بچه ها راجب سناریو نظر بدیننننن💔💔💔🥲🥲🥲

بچه ها راجب سناریو نظر بدیننننن💔💔💔🥲🥲🥲





ویو ات: بعد از حرف زدنم با فیلیکس چشمامدسیاهی رفت چرا اینجوری شد؟ هیچی یادم نمیاد اون صدای چی بود ؟ یه در باز شد؟

فیلیکس: خب ات جان حالت خوبه؟ سردرد یا هر چیز دیگه ای نداری؟

ات: فیلیکس چرا اینجوری کردی من کجام؟ چرا دستام و بستی؟

فیلیکس: فکر کنم یادم رفت بهت بگم از این به بعد تو زن منی و تو عمارت من زندگی میکنی


از اونجایی که مهمونیم کم میتونم بنویسم🌷😭
دیدگاه ها (۲)

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

پارت 13رمان ✨عشق مدرسه ای🇰🇷هیونجین: ملکه قلبم بغض نکن رسیدیم...

#تپش.قلب.من Part 2مثل هر شب راجب اینکه چرا....چرا من همچین ز...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸✦ویو موقع رسیدن پلیسpov: ات رو شونه مبینا داره گریه می...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

......//برده ی زیبا//.......

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط