روحانی: از روز اول که برادرمان حضرت آقای شهیدی را گفتم بن

روحانی: از روز اول که برادرمان حضرت آقای شهیدی را گفتم بنیاد شهید بیایند، بهشان گفتم به دلیل اعتمادی که به شما دارم این جا هم حساس است برای ما و گفتم اگر نروی و همه وقتت را نگذاری من شب نمی‌توانم بخوابم. من می‌خواهم فرد مطمئنی آنجا باشد تا جایی که امکان است خدمت کنیم و افتخار می‌کنیم به این خدمت!
پ.ن: فقط باید سکوت کنیم... سکوتی بالاتر از فریاد...
دیدگاه ها (۵)

آقای دکتر حداد عادل تعریف می‌کردند: سال 77، خانمی به منزل ما...

"بخوانید روایت شهید محمدرضا حقیقی را؛شهیدی که در قبر خندید" ...

امروز سالروز ولادت ماه وجود خمینی هم هست که در جلالت خورشید ...

تا حالا این عکس رو دیدید؟ متنش طولانيه، ولی ارزش خوندن رو دا...

بسم اللهخورشیدمونو ببینیمخدا از جهل درنمیگذرهچند خاطره از زن...

صفحاتی از زندگانی امام خامنه ای (حفظه الله):ماجرای بستری شدن...

در حدود بیست و چهار سال قبل دوستی نزد من آمد و گفت حکایتی عج...

آقازاده ای که به طرف سیاست نرفت و طلاقش داد.قد و قیافه و ح...

مدت ها پیش خانه ای خریدم که موقع خرید سمت غرب حیاطش هیچ دیوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط