part

part3
بلند شو برو کنارشوهرت بشین تو گفتی چی شوهرم بابات قرار باهم ازدواج کنین توگفتی من باهمچون آدمی من ازدواج نمیکنم بابات گفت دهنتو ببند تهیونگ گفت مگه من چمه ها توگفتی چت نیست مافیا هستی با دخترای مردمم که میخوابی عوضی هستی بگو چت نیست تهیونگ گفت دهنتو ببند تو گفتی نمیبندم میخوای چیکارکنی تهیونگ یکی مهکم زد تو گوشت تو گریه کردی ورفتی تو اتاقت نشستی روی تختت وداشتی گریه میکردی وبا خودتت میگفتی اخه من چه گناهی کردم تهیونگ اومد تو اتاقت گفت زودباشه بریم تو خیلی ناراحت واخمو گفتی خب بزار وسایلامو جمع کنم تهیونگ گفت نمیخواد هرچی بخایی برات میخرم و تو رفتی سوارماشین شدی اومد کنار تو تو ماشین... فاصله تو و تهیونگ خیلی کم بود بعد ماشین راه افتاد تهیونگ دستشو گذاشت روی گونت و خیلی سرد گفت ببخشید که زدمت خیلی درد داشت تو گفتی دستتو بردار عوضی بعد تهیونگ دستش روبرداشت بعد رسیدین به عمارت عمارت چه عرض کنم کاخ تو خیلی از عمارت تهیونگ خوشت اومد ولی به روی خودت نیاوردی بعد با تهیونگ رفتین داخل و همه ی خدمتکارا بهتون سلام کردن فک کنم حدودای ۵۵تا خدمت کارداشت و۹۹۹تا بادیگارد خب خدمت کارا سلام کردن تهیونگ به یکیشون گفت که اتاق خانم ات رو بهش نشون بده بعد اونم گفت چشم اقای کیم بعد خدمتکاره توروبرد تو اتاقت (عکس اتاقت روهم گذاشتم) بعد تو رفتی روی تختت دراز کشیده با خودتت گفتی........




عشقا یکم بیشتر ازحمایت کنین تا ادامه بدم
ورومان های بیشتری بزارم🫀💜🧸
دیدگاه ها (۰)

Part4 (علامت تو+) +اخه چرا این همه بلا فقط سرمن میادخدیا اصل...

این پارت رو ویسگون پاک کرده بود من دوباره گذاشتم🫀(پارت ۱)سلا...

عکس های منتشر شده از خرگوش عضله ای

توروتین پوستیمم انجام دادم ونشستم روی تختم که دیدم یکی داره ...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک/ پارت۴۲ تهیونگ : دهنتو ببند بگووو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط