آینه گفت چرا دیر کرده است نکند دل دیگری او را اسیر کرده

آینه گفت چرا دیر کرده است ، نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟ / گفتم او فقط اسیر من است ، فقط لحظه ای چند تاخیر کرده است / شاید هوا سرد بوده است ، شاید موعد قرار تغییر کرده است / خندید آینه به سادگیم و گفت : عشق پاک تو را زنجیر کرده است / گفتم درباره عشق من چنین سخن مگوی / گفت : خوابی ! او سالهاست که دیر کرده است / در آینه به خود مینگرم ، آه / عشق تو عجیب مرا پیر کرده است / راست گفت آینه که دیگر منتظر نباش ، او برای همیشه دیر کرده است...
دیدگاه ها (۲)

میگویند ....ﻣﺮﺍ ﺁﻓﺮﯾﺪﻧﺪﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺩﻧﺪﻩ ﭼﭗ ﻣﺮﺩﯼﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﺩﻡ !!...

میگویند ....ﻣﺮﺍ ﺁﻓﺮﯾﺪﻧﺪﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺩﻧﺪﻩ ﭼﭗ ﻣﺮﺩﯼﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﺩﻡ !!...

وقتی می گویم دیگر ســراغم نیــافکر نکن که فراموشت کردم ،یا د...

قلبی

پری زیبا ، پری بانو ...تولدمان مبارک همزاد من ، کاش می‌توانس...

جرات داری...؟ p5جهان بیرون، مهم نبود. فقط این لحظه بود. ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط