"دوست پسر من یه مافیا ی شیطونه"
"دوست پسر من یه مافیا ی شیطونه"
part : 6
علامت ها رو خودتون میدونید اگرم نمیدونید برید تو ی پارت ها ی قبل هست👌👁👄👁
( ویو کوک)
وقتی گذاشتمش رو ی پام و بالا و پایینش کردم تحریک شد و یه جورایی داشت همکاری میکرد و زیاد لجباز نبود. شاید هم چون مس**ت بوده زیاد مقاومت نکرد. شاید هم اینم مثل بقیه ی اون هر**زه ها یه زیر خواب چند روزه هست که بعدش میره پیش یکی دیگه هر**زگی میکنه. اهه فا**ک ، من در موردش چیز زیادی نمیدونم. ولی خیلی جذاب و تحریک کننده بود و بهم تپش قلب میداد. میخوام بعد به فا**ک دادنش ببرمش به عمارتم و مال خودم بکنمش. چه بخواد چه نخواد ، اون مال منه.
(از زبان نویسنده "بلا" ^خودم^)
کوک ا.ت رو براید استایل بلند کرد و خواست که به یکی از اتاق ها ی بار ببرمش که ا.ت به حرف اومد.
+ : هیییی! .... تو ددی من نیستی بزارم زمین ما هنوز دوستیم.(با این که خودشم تحریک شده بود)
_ : آروم باش دختر! ... برا ی خودت سختش نکن بیب.
ا.ت توجهی نکرد و کوک اونو رو ی شونه اش کول کرده بود و ا.ت هی به کمر کوک میکوبید
که کوک دیگه کلافه شد و یه ثانیه اونو گذاشت رو ی زمین و قبل از این که ا.ت بتونه کاری بکنه یا چیزی بگه کوک ل*ب*اش رو محکم کوبید رو ی ل*ب ا.ت و محکم مک میزد و جوری بدن ا.ت رو محکم گرفته بود که ا.ت نمیتونست کاری کنه پس به زور همکاری میکرد. کوک جوری محکم مک میزد که لب ا.ت یکم پاره شد و یکم بعد کوک با کم آوردن نفس از ا.ت جدا شد و دوباره براید استایل بلندش کرد و برد تو ی یکی از اتاق ها و تا ا.ت به خودش اومده بود ، کوک در اتاق رو قفل کرده بود. کوک ا.ت رو انداخت رو ی تخت و در اتاق رو سریع قفل کرد و رفت سمت ا.ت و ..... ( اسمات😉 تو کامنت ها ی پارت بعد قرار میگیره. یعنی پارت بعد کلا اسماته😉)
( ویو سوهی)
بعد از این که تهیونگ ازم جدا شد شروع کرد به مارک گذاشتن رو ی گردن سفیدم.
بهم گفته بود که منو برا ی خودش میخواد و میخواد منو ببره به خونش و من عاشقش شده بودم قبول کردم. ( البته سوهی کاملا هوشیار نبوده )
از رو ی شلوارش دی**ک بزرگش رو حس میکردم که تحریکم میکرد.
دیدم ا.ت و جونگکوک رفتن تو ی یکی از اتاق ها. تهیونگ گفت : بیب من دیگه نمیتونم ، یا خودت همین الان میری تو ی اتاق یا خودم میبرمت و تنبیه هم میکنم.
که سوهی اومد لجبازی کنه که تهیونگ دستش رو گرفت و کشوندش سمت اتاق و انداخت رو ی تخت و ....(اسمات😉 اگه میخواید اسمات تهیونگ و سوهی رو هم بخونید بیاید پی وی و بهم بگید)
خمااارررییییی 😂👌👁👄👁🤞
شرط ۴ تا لایک و ۴ تا کامنته♡☆ بایییییی ❣😘🤗
part : 6
علامت ها رو خودتون میدونید اگرم نمیدونید برید تو ی پارت ها ی قبل هست👌👁👄👁
( ویو کوک)
وقتی گذاشتمش رو ی پام و بالا و پایینش کردم تحریک شد و یه جورایی داشت همکاری میکرد و زیاد لجباز نبود. شاید هم چون مس**ت بوده زیاد مقاومت نکرد. شاید هم اینم مثل بقیه ی اون هر**زه ها یه زیر خواب چند روزه هست که بعدش میره پیش یکی دیگه هر**زگی میکنه. اهه فا**ک ، من در موردش چیز زیادی نمیدونم. ولی خیلی جذاب و تحریک کننده بود و بهم تپش قلب میداد. میخوام بعد به فا**ک دادنش ببرمش به عمارتم و مال خودم بکنمش. چه بخواد چه نخواد ، اون مال منه.
(از زبان نویسنده "بلا" ^خودم^)
کوک ا.ت رو براید استایل بلند کرد و خواست که به یکی از اتاق ها ی بار ببرمش که ا.ت به حرف اومد.
+ : هیییی! .... تو ددی من نیستی بزارم زمین ما هنوز دوستیم.(با این که خودشم تحریک شده بود)
_ : آروم باش دختر! ... برا ی خودت سختش نکن بیب.
ا.ت توجهی نکرد و کوک اونو رو ی شونه اش کول کرده بود و ا.ت هی به کمر کوک میکوبید
که کوک دیگه کلافه شد و یه ثانیه اونو گذاشت رو ی زمین و قبل از این که ا.ت بتونه کاری بکنه یا چیزی بگه کوک ل*ب*اش رو محکم کوبید رو ی ل*ب ا.ت و محکم مک میزد و جوری بدن ا.ت رو محکم گرفته بود که ا.ت نمیتونست کاری کنه پس به زور همکاری میکرد. کوک جوری محکم مک میزد که لب ا.ت یکم پاره شد و یکم بعد کوک با کم آوردن نفس از ا.ت جدا شد و دوباره براید استایل بلندش کرد و برد تو ی یکی از اتاق ها و تا ا.ت به خودش اومده بود ، کوک در اتاق رو قفل کرده بود. کوک ا.ت رو انداخت رو ی تخت و در اتاق رو سریع قفل کرد و رفت سمت ا.ت و ..... ( اسمات😉 تو کامنت ها ی پارت بعد قرار میگیره. یعنی پارت بعد کلا اسماته😉)
( ویو سوهی)
بعد از این که تهیونگ ازم جدا شد شروع کرد به مارک گذاشتن رو ی گردن سفیدم.
بهم گفته بود که منو برا ی خودش میخواد و میخواد منو ببره به خونش و من عاشقش شده بودم قبول کردم. ( البته سوهی کاملا هوشیار نبوده )
از رو ی شلوارش دی**ک بزرگش رو حس میکردم که تحریکم میکرد.
دیدم ا.ت و جونگکوک رفتن تو ی یکی از اتاق ها. تهیونگ گفت : بیب من دیگه نمیتونم ، یا خودت همین الان میری تو ی اتاق یا خودم میبرمت و تنبیه هم میکنم.
که سوهی اومد لجبازی کنه که تهیونگ دستش رو گرفت و کشوندش سمت اتاق و انداخت رو ی تخت و ....(اسمات😉 اگه میخواید اسمات تهیونگ و سوهی رو هم بخونید بیاید پی وی و بهم بگید)
خمااارررییییی 😂👌👁👄👁🤞
شرط ۴ تا لایک و ۴ تا کامنته♡☆ بایییییی ❣😘🤗
- ۱۳.۸k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط