بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت پنج🍷🗡


بعد رقص همه ی دخترا اومدن روی سن
یه نگاه کلی بهشون کردم!

همشون توی چشماشون التماس بود ...
نیشخند زدم

اگه فروخته نمی‌شدم بلای بدی سرشون می اومد .

یه دختر که فقط پاهاش معلوم بود نظرمو جلب کرد

پشت دخترای دیگه قایم شده بود...

مردی که کنار دستم بود بلند شد و یه دختر چشم رنگی انتخاب کرد

مردای پشت سر به نوبت اگه خوششون می اومد یکی رو انتخاب میکردن

ولی من هیچ کدوم؛
نه تا وقتی که اون دختر رو گیر نیاوردم و مزش رو نچشیدم...

اخرای مهمونی بود
همه چی خوب بود !

مهمونی خوب برگزار شد!

بلند شدم
راه افتادم سمت بیرون...

امشب میرفتم از اینجا

سه ساعت تا پرواز...

خواستم سوار ماشین بشم که جیغ بلندی شنیدم

من آدمی نبودم که به جیغ اهمیت بدم ولی حالا...
دیدگاه ها (۵)

بچه ها پارت اوردم براتون خیلی هیجانی حمایت کنین بقیشو بزارم ...

بازی درخون 🍷🗡پارت شیش🍷🗡نمیدونم چرا دنبال اون صدا رفتم... دخت...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهار 🍷🗡لبخند کجی زدم! دلم میخواست فقط یکیش...

بازی درخون 🍷🗡پارت سه🍷🗡ولی هیچ کدوم نظر منو جلب نمیکردنتموم ف...

سعی کردم بلند بشم..از وسایلای دورم گرفتم و بلند شدم پاهام می...

+ببخشید الان چه سالی هستیم؟مرده:سال ۱۹۲۰+چ...اوه مرسیتو ذهنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط