غسال جوانی را می شست

غسال جوانی را می شست
دیدم زار زار گریه می ڪند
بهش گفتم چی شده ؟ تو ڪه روزی صد تا رو غسل میڪنی!
روی بازوی جوان رو نشونم داد ....
نوشتہ بود
برام گریه ڪڹ غســـــال...
... مآدر... ندارم ↯↯↯↯↯
دیدگاه ها (۱)

قسمت ۱۰

پارت ۵۶ جنگل خوشگله۳ اره۶ چرا نمیری دنبال امگات بگردی؟۳ ه......

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

قسمت ۸(بخش دو)

لونا: من لوازم آرایشی می‌خوامیونگی: باشهلونا: خب همین رژلب ک...

﷽🔴یکی از دوستان تعریف کرد:خواب دیدم زمینی حمله کردن تو خیابا...

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: دوهواپیما بلند شد و همه ...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط