روباهه داشت با موبایل شماره میگرفت، زاغ گفت اینجا آنتن نم

روباهه داشت با موبایل شماره میگرفت، زاغ گفت اینجا آنتن نمیده بده تا از بالای درخت برات بگیرم روباه موبایلو انداخت بالا ، زاغ گفت: این به جای اون پنیری که دوم دبستان ازم دزدیدی پدرسگ
دیدگاه ها (۳)

پیر زنی رفت داروخانه تا برای درد مفاصلش دارو بخره. . .صندوق ...

رفتم مغازه میگم ببخشید تخمه دارید؟ میگه کیلویی؟ گفتم پ... یه...

مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کر...

شبی رئیس جمهوری یک کشور به همراه همسرش تصمیم گرفتند که کاری ...

پارت ۱۶بعد از اون جمله…رسماً نفسم بالا نمیومد.«این دقیقاً چی...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟗جونگ کوک خوابش نمیبرد، داشت ه...

★وقتی به فکر انتقامی...p³بعد مکثی سرشو انداخت پایین... میدون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط