می گفت پیدا کردن نیمه گمشده مثل بازی با خمیر می مونه!

می گفت پیدا کردن نیمه گمشده مثل بازی با خمیر می مونه!
وقتی می گردی دنبال نیمه گمشدت، منتظری کسی پیدا شه که همانطوری که تو هستی، زندگی کنه، آهنگ گوش بده، فکر کنه، حرف بزنه، درست مثل یه نیم کُره فلزی که واسه کامل شدن دنبال یه نیم کُره دیگه می گرده.
بعد یه آدم خمیری پیدا میشه که می تونه تغیر شکل بده، مثل تو زندگی کنه، آهنگ گوش بده، فکر کنه، با خودت میگی این همونه که دنبالش بودم، اما خب اون خمیریه، موندنی نیست، تو سختی ها کم میاره، با اولین ضربه شکلش عوض میشه، وا میره، از دست میره، چند وقت بعد می بینی نیمه گمشده کسی شده که هیچ شباهتی به تو نداره!
می گفت حاضرم نیمه گمشدم یه مثلث متساوی الاضلاع باشه، اما بمونه!


قهوه سرد آقای نویسنده / #روزبه_معین
دیدگاه ها (۲)

- ﭼﺮﺍ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﯼ؟ ‏- ﭘﯿﺶ ﻧﯿﺎﻣﺪ. ﺍﻭﻝ ﻫﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﻣ...

با دو تا چشمِ گردِ سیاه نگاهم می کنندآدم هاخیابان هادیوار ها...

▼روی یه برگه اسم و آدرسم رو نوشتم و گذاشتم تو جیبم.دیگه به ا...

ﺑﺮﺍﯼ "ﺁﺩﻣــﻬﺎ" ﺧــﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ "ﺧـــﻮﺏ" ﺑﺴﺎﺯﺁﻧﻘـــــــﺪﺭ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ...

از رویا تا واقعیت تأهل! وضعیت پسرها قبل و بعد از ازدواج!

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_2···دبیرستانو که تموم کرد ، به پدر و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط