عکس چرخانده شود..

عکس چرخانده شود..
به یاد می آورم زمانی را که


از مدرسه به سوی خانه می دویدم


در انتظار یافتن نان کره ای و شیرینی کشمشی تو .


به یاد می آورم عطر فضای خانه را


تو را به یاد می آورم در آشپزخانه ، با پیش بند رنگارنگت در انتظار


تمام حرفهایی که قرار است برایت باز گویم ...


و حالا ما اینجاییم ، بانوی سال خورده ی زیبایی و دیگری که


چهل و اندی سال را سپری کرده است ، هر دو نشسته در نشیمن



سالهایی که مادر و دختر را دست خوش تغییر کرده ، اما هرگز


آنها را از هم دور نکرده است .


یک ارتباط همیشگی برای تمام دوران زندگی .


فقط یک مادر می داند که چه وقت در حال تقلب کردن هستی .


می تواند از گروهی افراد متفاوت خانواده تشکیل دهد


از پنجره با فریادی از ته گلو صدایت کند در حالی که


آنچه را که جا گذاشته ای تکان می دهد .


فقط یک مادر ...


narii..
دیدگاه ها (۸)

ای آورنده ی صبح ...در جذبه نورت ته نشین شده ام ..!هوایی چنین...

این جااا همه چیزهستش برا من بی جنبه..که به هیچی نه نمیگم..نه...

ارزش چندبار خواندن و تعمق بیشتر را دارد ((«« زندانی بدون دیو...

قیصر امین پور چه زیبا گفت :مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ...

مادرم بعد از آنکه همه ما فرزندانش از خانه رفتیم و هر کدام دن...

این متن بسیار زیبا و احساسی است من که خیلی به دلم نشست مادر...

دروغ شیرینپارت بیست و دومصفحه سوم : هنوز به نوشتن این چیزا ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط