عشقپولی
#عشق_پولی
#part1۵
(بچه ها بابا میمهو اقای لی اسمش هیسونگه گفته بودم ننشم جیسوعه از این به بعد با اسماشون مینویسم😔)
هیسونگ : میبینم که باهم خوب دوست شدین جیسونگ یادت نره با مینهو ام دوست شی
هان : حتما اگه خودش بخواد باهاش دوست میشم
فلیکس : بابا اون هیچ موقع دوستی نداشته از وقتی بچه بود فقط عاشق شمشیر بازیه
هیسونگ : باز اون شمشیر بازی میره شماها کپک زدین اونقدر موندین تو خونه
سونگمین : بابا من که رستوران دارم من و نگو
هیسونگ : جز تو و مینهو این دوتا تو عشق و حالن
جیسو : اینجوری نگو عزیزم
هیسونگ : چشم حتما راستی هان بیشتر درمورد خودت بگو و اینکه چطور شد تصمیم گرفتی شرط بندی کنی
هان : خب راستش بابام از وقتی جوون بود باشگاه شمشیر بازی داشت خودش مربی اونجا بود و اسرار داشت به منم شمشیر بازی یاد بده ولی چون بدنه ضعیفی دارم مادرم اسرار کرد که اینکارو نکنه بعد از اون پدرم وقتی ۱۵ سالم شد بهم گفت بعد از اینکه من از دنیا رفتم با ارثی که بهت میرسه برم بازی هارو ببین و سره بازیکنا شرط ببندم منم همین کارو کردم تا به حرف بابام گوش بدم
هیسونگ : تسلیت میگیم
هان : ممنون
جیسو : پسرم از خودتت میتونی بگی دوست دارم بدونم چطور ادمی هستی
هان : خب راستش ادم خوش بینیم زودرنجم ولی شوخی رو صدق نمیکنه همیشه سعی میکنم به ادما و حیوانات کمک کنم همینطور سعی میکنم مهربون باشم با قلبم تصمیم میگیرم و با جنبم دوستای زیادی ندارم زیادم اجتماعی نیستم *بچم اظتراب اجتماعی داره 💔🙂*
[اون گوشه به صحبتای یواشکی سونگمین و جونگین گوش بدیم😌]
سونگمین : حاجی خیلی خوشگله پسره
جونگین : حسودی نکن توهم خوشگلی
سونگمین : کی حسودی میکنه ولی خیلی به داداش میادا
جونگین : اگه منظورت لینوعه راس میگی اگه منظورت لیکسیه فععععکککک نکنم
سونگمین : منظورم مینهوعه
جونگین : داداش دوقلوییم یا چی
سونگمین : خیلی هم نظریم
جونگین : شبیه همم هستیم *فعععککک نکنم*
سونگمین : یادتت نره تورو از سر کوچه اوردیم
جونگین : گوه نخور سونگمین
سونگمین : نمیخورمت عشقم
جونگین : من و با همسرت زن داداش (عن) اشتباه گرفتی
سونگمین : لال شو خواهشا
جونگین : راستی بومگیو چیشد ؟
سونگمین : فک کنم داداش هنوز باهاش در ارتباطه
جونگین : اون پسره بومگیو خیلی نچبسه داداش چطوری باهاش مونده
سونگمین : کاش ازش جدا شه
جونگین : مثلا بره با این گل پسر
سونگمین : جیسونگو میگی؟
جونگین : اره
^ریز ریز میخنده^
_______________________________
یه توضیح داداشا توهین به بومگیو تی اکس تی نبود 🤓 بومگیو بایسمه کرم ندارم بهش هیت بدم که 😔 این اصن اون بومگیو نیست 🎀 جیسوعم جیسو بلک پینک نیست 😔 هیسونگم که دیگه بایسمه اون که هیچ 😃 کلا اونا نیستن مشکل منم کمبود اسم دارم 😃💔
#part1۵
(بچه ها بابا میمهو اقای لی اسمش هیسونگه گفته بودم ننشم جیسوعه از این به بعد با اسماشون مینویسم😔)
هیسونگ : میبینم که باهم خوب دوست شدین جیسونگ یادت نره با مینهو ام دوست شی
هان : حتما اگه خودش بخواد باهاش دوست میشم
فلیکس : بابا اون هیچ موقع دوستی نداشته از وقتی بچه بود فقط عاشق شمشیر بازیه
هیسونگ : باز اون شمشیر بازی میره شماها کپک زدین اونقدر موندین تو خونه
سونگمین : بابا من که رستوران دارم من و نگو
هیسونگ : جز تو و مینهو این دوتا تو عشق و حالن
جیسو : اینجوری نگو عزیزم
هیسونگ : چشم حتما راستی هان بیشتر درمورد خودت بگو و اینکه چطور شد تصمیم گرفتی شرط بندی کنی
هان : خب راستش بابام از وقتی جوون بود باشگاه شمشیر بازی داشت خودش مربی اونجا بود و اسرار داشت به منم شمشیر بازی یاد بده ولی چون بدنه ضعیفی دارم مادرم اسرار کرد که اینکارو نکنه بعد از اون پدرم وقتی ۱۵ سالم شد بهم گفت بعد از اینکه من از دنیا رفتم با ارثی که بهت میرسه برم بازی هارو ببین و سره بازیکنا شرط ببندم منم همین کارو کردم تا به حرف بابام گوش بدم
هیسونگ : تسلیت میگیم
هان : ممنون
جیسو : پسرم از خودتت میتونی بگی دوست دارم بدونم چطور ادمی هستی
هان : خب راستش ادم خوش بینیم زودرنجم ولی شوخی رو صدق نمیکنه همیشه سعی میکنم به ادما و حیوانات کمک کنم همینطور سعی میکنم مهربون باشم با قلبم تصمیم میگیرم و با جنبم دوستای زیادی ندارم زیادم اجتماعی نیستم *بچم اظتراب اجتماعی داره 💔🙂*
[اون گوشه به صحبتای یواشکی سونگمین و جونگین گوش بدیم😌]
سونگمین : حاجی خیلی خوشگله پسره
جونگین : حسودی نکن توهم خوشگلی
سونگمین : کی حسودی میکنه ولی خیلی به داداش میادا
جونگین : اگه منظورت لینوعه راس میگی اگه منظورت لیکسیه فععععکککک نکنم
سونگمین : منظورم مینهوعه
جونگین : داداش دوقلوییم یا چی
سونگمین : خیلی هم نظریم
جونگین : شبیه همم هستیم *فعععککک نکنم*
سونگمین : یادتت نره تورو از سر کوچه اوردیم
جونگین : گوه نخور سونگمین
سونگمین : نمیخورمت عشقم
جونگین : من و با همسرت زن داداش (عن) اشتباه گرفتی
سونگمین : لال شو خواهشا
جونگین : راستی بومگیو چیشد ؟
سونگمین : فک کنم داداش هنوز باهاش در ارتباطه
جونگین : اون پسره بومگیو خیلی نچبسه داداش چطوری باهاش مونده
سونگمین : کاش ازش جدا شه
جونگین : مثلا بره با این گل پسر
سونگمین : جیسونگو میگی؟
جونگین : اره
^ریز ریز میخنده^
_______________________________
یه توضیح داداشا توهین به بومگیو تی اکس تی نبود 🤓 بومگیو بایسمه کرم ندارم بهش هیت بدم که 😔 این اصن اون بومگیو نیست 🎀 جیسوعم جیسو بلک پینک نیست 😔 هیسونگم که دیگه بایسمه اون که هیچ 😃 کلا اونا نیستن مشکل منم کمبود اسم دارم 😃💔
- ۸.۷k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط