در حسرت وصل تو دل سوخته بگریست

در حسرت وصل تو دل سوخته بگریست
آبش چو کم آمد مددش خون جگر کرد😔 😳
دیدگاه ها (۱)

رنجورم و با تاب و توانی که ندارم دلتنگ توام، ای تو همانی که ...

تو سیه چشم چو آئی به تماشای چمننگذاری به ‌کسی چشم تماشای دگر...

زمستون شده.......از این سایه‌ی جگر خون شدهسراغی بگیر....خودم...

بگرفته حسن بر تو عزا حضرت هادییک عمر ستم دیـده ز جور متوکلدر...

چشم مستت چه کند با من بیمار امشب این دل تنگ من و این تن بیما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط