لذت مرگ نگاهی ست به پایین کردن

لذت مرگ نگاهی ست به پایین کردن
بیـن روح و بدن ات فاصله تعیین کردن

نقشه می ریخت مرا از تو جدا سازد "شک"
نتوانست، بنا کـــرد بــــه توهیـــن کردن

زیـــر بار غم تـو داشت کسـی له می شد
عشق بین همه برخاست به تحسین کردن

آن قدر اشک به مظلومیتم ریخته ام
که نمانده است توانایی نفرین کردن

"با وفا" خواندم ات از عمد که تغییر کنی
گاه در عشق نیــاز است به تلقین کردن

"زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست"
خط مزن نقش مرا مـوقـــع تمریــن کردن!

وزش باد شدید است و نخ ام محکم نیست!
اشتباه است مرا دورتر از ایـــن کردن
دیدگاه ها (۱)

###سفارشی###چقدر خواب ببینم که مال من شده ای و شاه بیت غزل ه...

به مهتاب گفتم ای مهتاب سر راهت به کوی او سلام من رسان و گو ت...

رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست بس که طواف کردمت م...

نگیر از این دل دیوانه، ابر و باران را هوای تنگ غروب و شب خیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط