𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

امضای خونین عشق

part⁴²

داد زدم:

_خدا لعنت کنه،ولم کن!

و یک لحظه،درحالی که اون منو داشت میکشید تا دوباره زیرش قرار بگیرم، تفنگی از پشت کمربندش بیرون امد و روی زمین افتاد.
چشمام به اسلحه روی زمین دوخته شده بودن اما جونگ کوک انگار زیاد براش اهمیتی نداشت چون حتی برای یک ثانیه هم نگاهشو از من دور نکرد. فشار دستاش روی مچم بیشتر شده بود و واقعا داشت دردم میگرفت. بلاخره دست از تقلا کردن و جنگیدن باهاش برداشتم، درحالی که اشکام روی گونه هام جاری بود بی حرکت روی زمین موندم و اون با نگاه یخش مثل همیشه تک تک اجزای صورتم رو زیر نظر گرفته بود. نگاهشو کمی پایین تر برد، داتش با چشماش بدن نیمه برهنه ام رو قورت میداد، تونیکی که روی مایو دوتیکه ام پوشیده بودم در اثر دست و پا زدن های زیاد برای رهایی از دستش، کمی بالاتر رفته بود و منظره مناسبی براش فراهم کرده بود تا خوب بدنمو دید بزنه. هیسی کشید و گوشه لبشو گاز گرفت. صورتشو بهم نزدیک کرد و وقتی لباش در چند میلمتری لب هام قرار گرفتن، نفسم توی سینه حبس شد الان به خوبی میتونست عطر تنم رو استشمام کنه و حتما تا چند ثانیه دیگه مزه لبام رو هم میچشید. اما تو اخرین لحظه مسیر لب هاش تقییر کردن، اونا رو به گونه ام چسبوند و در همون حال گفت:

_بدون رضایت و خواست خودت باهات کاری نمیکنم. البته به این معنی نیست که نیمخوام یا نمیتونم، میدونی که اگر اراده کنم هر کاری دلم بخواد باهات میکنم اما صبر میکنم تا زمانی که خودت منو بخوای، خودت بیای و ازم درخواست کنی و اونموقع قول میدم که زیرم از خوشی ناله کنی که من مجبور بشم زبونمو توی دهنت فرو کنم تا ساکت بشی.

این حرفارو با ارامش و شمرده شمرده برام زمزمه میکرد، حرارت بدنم رفته بود بالا و جونگ کوک ادامه داد:

_انقدر وُل نخور و به حرفام گوش بده، امشب، شب راحتی برام نخواهد بود، البته از صبح تا الان هم خیلی روز خوبی برام نبوده، پس لطفا برام از این سخترش نکن. من عادت ندارم با ادم های سرکش و نافرمان مدارا کنم. معمولا نمیتونم مثل یک جنتلمن خیلی با ملاحظه رفتار کنم اما نمیخوام به تو صدمه ای بزنم. پس خودت انتخاب کن؛ یا دستو پاهاتو میبندم و بازور میشونمت رو یه صندلی یا ولت میکنم و خودت با زبون خوش هرکاری که بهت میگم رو انجام میدی.

بدنش کاملا چسبیده بود به بدن من و هیچ فاصله ای بین مون نبود، میتونستم عضلات سفت و سخت این مرد ورزیده و خوش هیکل رو کاملا حس کنم. وقتی دید واکنشی نسبت به حرفاش نشون ندادم زانوش رو بین دوتا پاهام گذاشت، ناله ظریفی از دهنم خارج شد و اون انگار نقطه ضعفم رو پیدا کرده باشه پاشو بالاتر اورد و به نقطه حساسم فشار وارد کرد، دلم میخواست داد بزنم اما خودمو کنترل کردم و دوباره نالیدم، کمرم رو کمی به بالا قوس دادم و صورتمو ازش برگردوندم و به طرف دیگه ای چرخیدم. همیشه مواقعی که هیجانی میشدم بدنم همین واکنشو از خودش نشون میداد، این همه نزدیکی جونگ کوک بهم، با اینکه دست کنی از تجاوز نداشت، اما کنترل بدنم رو از دستم خارج کرده بود و یه چیزی زیر شکمم داشت تکون میخورد.

هنوز شرط های قبلی نرسیده ولی چون قول دادم گذاشتم

شرط نمیزارم ولی از این پارت و چهارتا پارت قبلی حمایت کنید حداقل لایک کنید
دیدگاه ها (۱۹)

حمایت؟ 🎀💙https://wisgoon.com/wiwish.a

حمایت؟ 🎀💙https://wisgoon.com/arlink740

سکوت پیستPart:⁸⁵رفتیم داخل و داشتیم وسایلی که خاله آماده کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط