من ...

من ...
پنجره ای باز شده رو به شمایم ...
دیوار نمی خواست خودم را بسُرایم

ماندم ...
که در آن آجر و این شیشه چه فرق است ؟!
وقتی که کسی هوش ندارد به صدایم ...


محمدعلی بهمنی
دیدگاه ها (۱۴)

آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که به دریاست به مرداب نباشد...

وقتی تلفن زنگ می‌زندیعنی از یاد نرفته‌ایحتی اگر به اشتباه شم...

مـن خـوی ِ او گرفتـه، او آن ِ مـن گرفتـه...

گناه چشم تو ... یا ... نه ! گنـاه عکاس است که این چنین به نگ...

یکی از داستان های ترسناکتوننن

هفتمین گناه

شاید در دنیایی دیگر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط