دیدارمان

دیدارمان
بماند
برای
عصر
یک
پنج شنبه ی
آفتابی پاییز.......

روبروی هم....
روی
یک
میز چوبی گرد.....

در
کافه ای
در
دنج ترین
نقطه ی این شهر......

دیدارمان
بماند
برای
آن
روزهای
مبادا.....
برای
لحظه های
آرام چهل سالگی.....

تو
عکس
دخترت را
نشانم دهی......

من
تازه ترین
شعری را
که همین دیشب
برایت
گفته ام......!!

قهوه ات را
تلخ
می خوری هنوز..........

قهوه ام
دوباره
یخ
میکند
امروز.........!!!!

#MHS
#Me
#Do_not_copy_plz
دیدگاه ها (۱۷)

ممنون سردار عاااالی بودی...چه گلی...دریبل بواتنگ دقیقا مثل ک...

#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا_(ع)

من درسم را خوب خوانده بودم!!!آماده برای کنکوری موفق!همه چیز ...

من و دوستام خودمون یه خونواده ایم...😄 😊 #cafe

The sound of bells part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط