امشب صدایت باز هم پیچیده در گوشم

امشب صدایت باز هم پیچیده در گوشم
چون پیچکی پیچیده عشقت دور آغوشم

تا زنده ام احساس ناب اولین دیدار
یک لحظه هم هرگز نخواهد شد فراموشم

عطر حضورت در هوای خانه پیچیده
دارم خیال بودنت را باز می پوشم

امشب که بی تابم اگر دیدار ممکن شد
من شعر می خوانم تو سر بگذار بر دوشم

چیزی نمی خواهم از این دنیا همین کافی ست
وقتی کنارت می نشینم چای می نوشم
دیدگاه ها (۱)

مرا به عشق تو متهم کردندهان! اینک منم که با فخر به گناه این ...

بگذار دوستت بدارم تا از اندوه دور بمانم تا از تاریکی برهمتا ...

زمانی می‌رسدکه صدای گام‌هایت می‌پیچد به قلبمبوی تو می‌آیدباز...

موضوعِ درسِ چشم تو ابداعِ عشق است سر فصل بحثِ کاملِ اقناعِ ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط