نیمه شب
باد می وزد و شکوفه ها در هوا غوطه می خورند...
آن طرف تر چند ماهی قرمز در تنگ سفره ی پر سین تو نشسته اند!
در دور دست ها ماه تاب می خورد از شادی بعد دریا جزر و مد می کند تا کنار ساحل به قدوم تو برسد...
ماسه ها زیر پایت الماس می شوند...
ساعت ها بال در می آورند!
بیا تا هر ثانیه عجیب شود،
بیا که آمدنت عجیب به تو می آید!

اومدنت مبارکــ آقا :)
دیدگاه ها (۳)

یک سال دیگه هم گذشتچقدر با تو خوش بودیمچقدر ناراحتت کردیمچقد...

تو مرد اجتماعی پیراهن آجری, من دختری خجالتی و سردو چادری, ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط