my shy boy

part:23

نیم ساعتی بود که منتظر تهیونگ بود ولی هنوز نیومده بود به سمت در رفت و بازش کرد اتاق روبه روش اتاق هوسوک بود در زد و با یه بیا تو در رو باز کرد و تهیونگ رو دید که تو بغل هوسوک‌ خوابه

ـ هی کوک چرا امدی؟

ـ نباید بدونم امگام کجاست؟

ـ می خوای ببریش؟

ـ باید ازت اجازه بگیرم؟

ـ کوکی(با زمزمه)

جونگکوک به طرف تخت رفت و براید استایل بلندش کرد
تهیونگ توی خواب‌ محکم بغلش کرد
.

.

.
ـ نههه کوکی تو نباید بهم نگاه کنی

ـ عزیزم من که قبلا همه چیزت رو دیدم کی میبرتت حموم؟

ـ الان فرق داره

ـ چه فرقی؟

ـ خودت میدونی

ـ باشه هروقت که تموم شد بیا پایین

جونگکوک از اتاق بیرون امد و به سمت طبقه ی پایین ویلا می رفت
یونگی رو دید که روی کاناپه لم داده و سرش توی گوشیه

ـ هیونگ

ـ هن؟

ـ هن؟چرا به تهیونگ میگی جانم و به من هن؟

ـ به توچه

ـ هیونگ چرا همه چیز‌ در مورد سکس رو به تهیونگ گفتی

ـ باید بدونه

ـ چجوری بهش گفتی

ـ یه فیلم پورن براش گذاشتم و خودمم خوابیدم ولی امروز که اون فیلم رو چک کردم دیدم یه سکس خیلی خشن بوده با کتک و گریه

ـ تهیونگ حتی نمیزاره وقتی لباس عوض می کنه توی اتاق بمونم

ـ کوک باید بهش توضیح بدی الان ساعت نه می تونید یکم فعالیت هم بکنید

ـ خیله خب شبت بخیر هیونگ

ـ شب بخیر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلااام
امیدوارم از این پارت لذت برده باشید
دوستون دارم✨
مواظب خودتون باشید😽
دیدگاه ها (۲۴)

پارت ۴۹ ساعت هفت شده بود.لینا جلوی آینه آخرین نگاه رو به خود...

چندپارتی تهیونگ

پارت ۲۲

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟏اتاق برای چند ثانیه توی سکوت فرو رفت.ا...

ᴘᴀʀᴛ ۳۸ | یه حرف مهمبعد از مسابقه...آرا هنوز از خوشحالی لبخن...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝓒𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 29ویولت و هوسوک از مهمان‌خانه بیرون ...

dark life = ۳۷

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

یکی از پزشک ها گفت پادشاه به هیچ وجه نباید بفهمه که اوم دختر...

مهمونی پارت ۵۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط