خدیا ایوب را به زمین بیاور میخواهم از صبر برایش بگویم

خدیا ایوب را به زمین بیاور میخواهم از صبر برایش بگویم
دیدگاه ها (۱)

هههخ

از بخت بدم آینه فروش شهر کوران شدم

دلم گرفته ای دوست هوای گریه با تو

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور، تا بگویم ک...

فِــکر کُـنم خُـدا صَـبر مَـنو بـ‌ا صَـبر اَیـوب اِشـتِبـ‌آه...

حسین جان!طاقتِ دوری ندارم، رَحم کن بَر عاشقت صبرِ من، مانندِ...

صبر ایوب

خلوتی میخواهم کنـار تُــووو در سکوتِ ستــارہ هابگـویم دوســت...

چگونه به قلبم بگویم که دیگر نیستی؟چگونه نبودنت را باور کنم ک...

خواستم برایش بنویسماز دوری و دلتنگیازاین همه نبودن‌هایشاز بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط