خسته ام

خسته ام

خسته تر از بیرقی فرسوده

غمگین تر از برگی در شرُفِ افتادن

دلمرده تر از لولای دری نگشوده

صخره ام، سختم، صامتم، خسته شدم

موج ها، بر سینه ام کوبیده
دیدگاه ها (۳)

هزار معبد به یکی شهر…بشنو؛گو یکی باشد معبد به همه دهرتا من آ...

دوستان عصرتون بخیر..لطفا نازگل جون رو لایک کنید بی زحمت هرکی...

او یادِ نگاهِ سردِ جونگکوک افتاد یادِ آخرین نفرینِ مادر و یا...

پارت دوازدهم

dark life = 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط