"خداوندا" ! نه آنقدر پاکم که مرا کمک کنی و نه آن

"خداوندا" ! نه آنقدر پاکم که مرا کمک کنی و نه آنقدر بدم که رهایم کنی؛؛؛ میان این دو گم شده ام، هم خود و هم تو را آزار میدهم.! هرچه تلاش کردم، نتوانستم آنی شوم که تو می خواهی و هرگز دوست ندارم آنی شوم که تو رهایم کنی.! "خدایا" دستم به آسمانت نمی رسد. اما تو که دستت به زمین می رسد"بلندم کن"...
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

پارت پنج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط