پارت ۲۵۴

پارت ۲۵۴


حمایت نمیکنیدا قهل میکنم پارت نمیزارمااا گفته باشم😔😔

+ اره میخوام همینکارو کنم


_یونا میدونی جونمم بخوای میدم اما این نه ، میدونی با اینکار چقدر عصبی میشم ، میدونی م بازم میخوای انجامش بدی، امشبو ندیدی یونا؟ اگه واقعاً خشمم خاموش نمیشد معلوم نبود چه غلطی بکنم باهات


ویو یونا:


اگه دوسم داشت چرا اینکارو برام انجام نمیداد ؟ چرا همش حرف از این میزد که نمیتونه خودش رو کنترل کنه ؟


+ خشمتو کنترل کن هیون ، کنترلش کن ، چرا اینقدر وسواس فکری داری ها؟


_ نمیتونم کنترل کنم یونا ، نمیتونم کنترلش کنم یونا میفهمی ؟


+خب برای چی نمیتونی ؟ بگو ، بگو تا حلش کنیم


_اینو ازم نخواه ، نمیگم ، نیازی به ترحمت ندارم


+ترحم ؟ چی داری میگی ها؟ تو برادرمو کشتی ،خدمتکاری که برام مثل یه دوست بود رو کشتی ، از وضعیت بابابزرگم که نگم بهتره



_دلیل داشتم یونا ، جونگین رو اگر من نمیکشتم اون میکشت....


کیو میگه یعنی؟!🤔
دیدگاه ها (۷)

پارت ۳۱ یوجین:چی؟نه‌نه نه شیو:چته تو ؟یوجین:هیچی خب به من چه...

پارت ۱۵یونا:اینجا‌وایسین تا من رمز رو بزنم بعدم بریم داخل جو...

برده عمارت جئون

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

پارت 10دوست دختر کوچولوی من همون لحظه تو خوابگاه گروه مطالعه...

عاشقم باش Part 52

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط