سناریو ( وقتی ا.ت سرش خیلی شلوغه سرد رفتار میکنه واکنش ا
سناریو ( وقتی ا.ت سرش خیلی شلوغه سرد رفتار میکنه واکنش اعضا چیه؟؟ ) { درخواستی }
-----------------
چان :: چان عاشق توجه گرفتنه .. و الان که باهاش سرد شدی بسیار ناراحته .. و الان این تویی که باید بری پیشش و ارومش کنی .
چان :: ا.ت ( بغض )
ا.ت :: الان کار دارم چان
چان :: ا.ت بسته دیگه نمیتونم تحمل کنم .. ( بغضش میترکه و گریه میکنه )
ا.ت :: هی هی چانننن گریه چی میگه من فقط سرم شلوغ بودد توروخدا گریه نکن
چان :: همش کار .. خب منم توجه میخوامم
----------------
مینهو :: میشه دو دیقه این کار کوفتیو کنار بزاری و یکم بهم توجه کنی ا.ت؟؟
ا.ت :: کارام زیاده مینهو بعدشم تو که از توجه بدت میاد
مینهو :: بدم میومد الان نمیاد از صبح تا حالا یه کلمه باهام حرف نزدی توروخدا ول کن اون کاراتو تا همشونو آتیش نزدم
ا.ت :: باشه باشه آروم باش
مینهو :: بیا .. بیا تو بغلم
و آروم میری و تو بغلش میشینی
---------------
چانگبین :: کل روز و باشگاه بود وشب که برگشت تو اتاقت بودی و همش سرت تو لپتاپت بود و هرچی باهات حرف میزد سرد جواب میدادی
چانگبین :: ا.ت آیا چیکار کردم که اینطوری شدی؟؟
ا.ت :: سرم شلوغه ( سرد )
چانگبین سمتت میاد و لپتاپتو میبنده و بلندت میکنه
ا.ت :: عههه بزارم زمینننننن
چانگبین :: تا وقتی بهم اهمیت ندی نمیزارمت پایین
--------------
هیونجین :: هیچوقت انقد سرد نشده بودی و این براش خیلی عجیب بود
هیونجین :: ا.ت چت شده؟؟ اینطوری ندیده بودمت
ا.ت :: دارم دقیقا مثل خودت رفتار میکنم ( پوزخند )
هیونجین :: مثل من؟؟
ا.ت :: اره .. سرد و بی توجه
هیونجین بلندت میکنه و میندازت رو تخت ..
هیونجین :: هر وقت داشتی بلند اسممو صدا میزدی و التماس کردی ولت کنم اونوقت دوباره همچین حرفی رو بزن
ا.ت :: نه نه شوخی کردم من کار داشتم هیونجین بخدا ..
هیونجین :: هیس .. امشب تنبیهی و فقط بلند ناله میکنی ..
-------------
-----------------
چان :: چان عاشق توجه گرفتنه .. و الان که باهاش سرد شدی بسیار ناراحته .. و الان این تویی که باید بری پیشش و ارومش کنی .
چان :: ا.ت ( بغض )
ا.ت :: الان کار دارم چان
چان :: ا.ت بسته دیگه نمیتونم تحمل کنم .. ( بغضش میترکه و گریه میکنه )
ا.ت :: هی هی چانننن گریه چی میگه من فقط سرم شلوغ بودد توروخدا گریه نکن
چان :: همش کار .. خب منم توجه میخوامم
----------------
مینهو :: میشه دو دیقه این کار کوفتیو کنار بزاری و یکم بهم توجه کنی ا.ت؟؟
ا.ت :: کارام زیاده مینهو بعدشم تو که از توجه بدت میاد
مینهو :: بدم میومد الان نمیاد از صبح تا حالا یه کلمه باهام حرف نزدی توروخدا ول کن اون کاراتو تا همشونو آتیش نزدم
ا.ت :: باشه باشه آروم باش
مینهو :: بیا .. بیا تو بغلم
و آروم میری و تو بغلش میشینی
---------------
چانگبین :: کل روز و باشگاه بود وشب که برگشت تو اتاقت بودی و همش سرت تو لپتاپت بود و هرچی باهات حرف میزد سرد جواب میدادی
چانگبین :: ا.ت آیا چیکار کردم که اینطوری شدی؟؟
ا.ت :: سرم شلوغه ( سرد )
چانگبین سمتت میاد و لپتاپتو میبنده و بلندت میکنه
ا.ت :: عههه بزارم زمینننننن
چانگبین :: تا وقتی بهم اهمیت ندی نمیزارمت پایین
--------------
هیونجین :: هیچوقت انقد سرد نشده بودی و این براش خیلی عجیب بود
هیونجین :: ا.ت چت شده؟؟ اینطوری ندیده بودمت
ا.ت :: دارم دقیقا مثل خودت رفتار میکنم ( پوزخند )
هیونجین :: مثل من؟؟
ا.ت :: اره .. سرد و بی توجه
هیونجین بلندت میکنه و میندازت رو تخت ..
هیونجین :: هر وقت داشتی بلند اسممو صدا میزدی و التماس کردی ولت کنم اونوقت دوباره همچین حرفی رو بزن
ا.ت :: نه نه شوخی کردم من کار داشتم هیونجین بخدا ..
هیونجین :: هیس .. امشب تنبیهی و فقط بلند ناله میکنی ..
-------------
- ۱۷۴
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط