شاید توی زمان مرگم گریه کنندهی زیادی داشته باشم

شاید توی زمان مرگم گریه کننده‌ی زیادی داشته باشم
شاید خیلی ها ازم یاد کنن و بگن:خدا بیامرز آدم خوبی بود
و احتمالا بقیه در جوابش بگن:اوه متاسفم
با همون لحن ناراحتیه ساختگی که یک سکوت ۵ ثانیه‌ای به همراه داره
ولی بازم و در هر حال من الان تنهام..نه اون موقع
*سیاهی مطلق*
دیدگاه ها (۰)

_.بیا به اونورش نگاه کنیم هوم؟چیزای قشنگ وجود دارن مثلا چشما...

برای کسی که با وجود شکستگیش گذاشت توی بغلش گریه کنم...

*بازم با اینکه خودم نوشتمش از اعماق وجودم به کاراشون میخندم*

همونطور که به زمین باز جلوش خیره شده بود گفت. و از اینکه کم...

زخم کهنه پارت ۲۳ بیهوده ای !!! پدر دائم الخمرش بیاد یا برادر...

رمان سیرک دیجیتالی

army_aa is talking:📜: سطر اول داستان ما....Part 4بعد از آن پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط